مسجد در دوران انقلاب اسلامي

به اشتراک بگذار !

برگرفته از کتاب : ساماندهي جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي ، نوشته دکتر مهدي ناظمي اردكاني وحميد شريفي زارچي

با شروع نهضت اسلامي توسط حضرت امام خميني (ره) مساجد به عنوان پايگاه دين، عبوديت و معرفت، توانستند منشأ و سرآغاز حركتي بزرگ و ماندگار باشند و كمبود تشكيلات و پشتيبان در انقلاب اسلامي را جبران كنند و به پايگاهي براي تربيت، سامان دهي و انسجام نيروهاي مردمي تبديل شوند و كادر موردنياز انقلاب را تربيت نمايند. درواقع تجمع عمومي مردم كه عامل مهمي در سازمان دهي مردم و شكل گيري تظاهرات و اعتراضات مردمي عليه رژيم شاه داشت، از مساجد ريشه مي گرفت. مساجد عامل ارتباط روحانيت با اقشار مختلف مردم جامعه بودند و از طريق آن‌ها ايدئولوژي انقلاب و پيام روحانيت به گوش مردم مي رسيد. همچنين، عامل اصلي بسيج تجار و بازاريان، مساجد بودند كه به دليل پيوند تاريخي مسجد و بازار در قيام‌ها و اعتراضات مردمي، مسجد مركز تشكل و سازمان دهي بازاريان بود. بنابراين، در انقلاب اسلامي، مساجد به عنوان يكي از اركان عمده انقلاب در كنار دو ركن ديگر يعني رهبري و مذهب به نقش آفريني پرداختند و به عنوان يك نهاد مذهبي با ارائه كاركردهاي گوناگون توانستند در مقايسه با سازمان‌ها و نهادهاي ديگر، نقش بسيار مهمي در پيروزي انقلاب ايفا نمايند (فاضلي، 1387: 101).

انقلاب اسلامي ايران، آغاز اوج گيري حضور دين در همه عرصه‌هاي حيات بشر معاصر است و در اين انقلاب، مسجد نيز به عنوان اصيل ترين نهاد ديني، هويت اصيل خويش را باز مي‌يابد. امام خميني (ره) به عنوان رهبر اين انقلاب، خواستگاه نهضت خويش را مسجد قرار مي‌دهد و با استراتژي هر مسجد يك سنگر، انقلاب خويش را به پيش مي‌برد. انتخاب مسجد از سوي رهبري نهضت به عنوان پايگاه اصلي انقلاب نشان مي دهد كه انقلاب اسلامي غلبۀ اقتصادي، سياسي يا اجتماعي نداشت، بلكه رويكرد اصلي و غالب در اين انقلاب، رويكردي فرهنگي بود. به تعبير ديگر، دغدغه اصلي و هدف غائي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران هدف و آرماني فرهنگي بود و بر اساس آن هدف فرهنگي و جهت دست يافتن به آن، تغيير نظام سياسي پيگيري شد (جعفري، 1390: 38). با استقرار نظام جمهوري اسلامي، از آنجا كه امام خميني (ره) و يارانش، مسجد را پايگاه، دين را خاستگاه و شعارهاي اصيل اسلامي را تكيه گاه اصلي انقلاب اسلامي قرار دادند، خود بخود اين امور مقدّس در ذهن و دل مردم به عنوان مهم ترين امور تجلّي كردند. در دوران مبارزات و تا سال هايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مساجد پر رونق و فعال شدند كليه تصميمات از مسجد، آغاز و به مسجد ختم مي شد. امور اصلي انقلاب و نظام در سنگر مساجد، پيگيري مي گرديد و مردم مساجد را به عنوان شبكه اعمال دستورات رهبري انقلاب و حاكميت نظام اسلامي مي شناختند.

اين بالندگي به واسطه تأثير دفاع مقدس در جذب گسترده جوانان و نوجوانان به مساجد و آموزش و تربيت و سازماندهي آنان براي حضور در جبهه يا فعاليت‌هاي فرهنگي و نظامي در پشت جبهه به اوج خود رسيد. حيات مسجد در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي، خود داراي تطورات مختلفي بوده است و در مجموع مي‌توان دوره انقلاب اسلامي و پس از آن را، دوران احياء مسجد و شكوفايي مجدد ظرفيت‌هاي آن در كشور به حساب آورد. در همه سال‌هاي پس از انقلاب، كاركرد عبادي- نيايشي مسجد به قوت خويش باقي است و در برخي دوره ها، در اين زمينه نيز جهش‌هاي چشم گير و غير قابل مقايسه اي با سال‌هاي پيش از انقلاب ديده مي‌شود. در دهه اول انقلاب اسلامي، به واسطه پيوند مسجد با فعاليت‌هاي انقلابي مردم، تقريباً همه كاركردهاي مسجد به صورت خودجوش و فارغ از سياست گذاري‌هاي رسمي و سازماني، به منصه ظهور مي‌رسد.

در اين دهه، مساجد نقش ويژه اي در تك تك وقايع و رويدادهاي ملي و اسلامي بازي كردند. مساجد، افزون بر ايفاي نقش عبادي- نيايشي خود، پايگاه سوادآموزي و نهضت مبارزه با بي سوادي، پايگاه آموزش و سازماندهي نيروهاي داوطلب و بسيجي براي اعزام به جبهه‌هاي جنگ، پايگاه حفظ امنيت شهري و محلات در قالب كميته انقلاب و نهاد بسيج، پايگاه سازماندهي و اعزام جهادگران به روستاها و نقاط محروم كشور، پايگاه فعاليت‌هاي فرهنگي- تربيتي به ويژه براي جوانان و نوجوانان، پايگاه جمع آوري كمك‌هاي مردمي در مناسبت‌ها و حوادث مختلف، پايگاه اخذ رأي در انتخابات گوناگون، مبدأ راهپيمايي‌ها و تجمع‌هاي انقلابي و حتي در برهه اي، بخشي از پايگاه اقتصادي دولت و تشكيل ستاد بسيج اقتصادي بوده است (لب خندق، 1392: 159).

اما اين شور و سرزندگي مساجد در دهه‌هاي بعدي با تغييراتي روبرو مي‌شود. در دهه دوم انقلاب، عواملي چون اتمام جنگ و حذف خود به خودي مساجد به عنوان حلقه واسط ميان مردم و جبهه ها، تغيير نهاد جهاد سازندگي به وزارتخانه و كاهش مشاركت مردمي در سازندگي كشور و بالتبع، حذف مسجد به عنوان پايگاه اعزام مردمي به روستاها و مناطق محروم، آغاز برنامه‌هاي توسعه و قدرت يافتنن نهادهاي آموزشي رسمي و بالتبع، به حاشيه رانده شدن نقش نهضت سوادآموزي و حذف مسجد به عنوان مكان تحصيل مردم، شكل گيري نهادهاي رقيبي همچون كانون‌هاي فرهنگي و فرهنگ سراها براي مساجد، بوروكراتيك شدن ساختار نهادهايي چون بسيج و تبديل آن از يك نهاد بومي به سازمان رسمي، كم توجهي مديران و دست اندركاران جامعه به امر فرهنگ همزمان با آغاز تهاجم فرهنگي غرب و…، سبب كم رنگ تر شدن كاركردهاي مختلف مسجد شده اند.

البته، كاركردهاي مذكور به طور كامل از مساجد رخت نمي بندند، بلكه به واسطه تغييرات سياسي- اجتماعي اين دهه، غالباً تضعيف مي‌شوند. دهه هشتاد شمسي، دوران استقرار و تثبيت دهه پيشين است و تحول جدي و جديدي در شرايط كاركردي مساجد رخ نمي دهد. البته برخي تغييرات، همچون انحلال سازمان جهاد سازندگي، باعث تضعيف بيشتر مساجد و در ادامه، شكل گيري نهاد جايگزيني به نام بسيج سازندگي با تدبير رهبر معظم انقلاب، بالتبع زمينه احياي برخي كاركردهاي مسجد فراهم مي‌شود (همان: 160). اكنون، نقش مساجد با توجه به متغيرهاي مختلفي- اعم از نحوه سياست‌گذاري و عملكرد نهادهاي متولي اداره مساجد، نحوه فعاليت نهادهاي مرتبط با مساجد، ظهور رقباي جديد براي مساجد و فرهنگ عمومي و اقبال مردمي به حضور در مساجد- در معرض تغيير و تحول است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...