مسجد در نگاه امام خميني2

به اشتراک بگذار !

3ـ توجه به مديريت در مسجد

بحث مهم ديگر در مسجد، مديريت و امامت آن است، اين رسالت ويژه و مهم ـ امامت در نماز ـ نوعي رهبري و پيشوايي است كه لازمه آن اين است كه امام جماعت در حد خود واجد كمال، خصال، روحيات و عملكردهاي پسنديده اي باشد كه همان كمالات در سطح بالاتري براي رهبري صالح جامعه اسلامي مطرح مي باشد. با نگرشي اجمالي به تاريخ مساجد درمي يابيم كه مساجد تنها براي اداي فرائض ديني نبوده، بلكه علاوه بر پايگاه تجمع طبقات گوناگون اجتماع براي اداي وظايف شرعي و ديني، همواره پايگاهي براي استفاده هاي علمي، فرهنگي، آموزشي و… براي جوانان بوده است و همانگونه كه مساجد محل تصميم گيري هاي سياسي و شروع بسياري از حركت هاي اسلامي و نهضت ها بوده است، در مقابل، آن روزي كه ارتباط با دين و مساجد ضعيف يا قطع شده، ضعف و ناتواني و شكست را براي ملت ها به دنبال داشته است. در تاريخ انقلاب شكوهمند اسلامي نيز مساجد نقش سازنده و مؤثر خود را در تقويت ايمان به هدف و همچنين گردآوري طبقات گوناگون مردم، به خصوص جوانان ايفا كردند. با توجه به مطالب فوق جايگاه و نقش مهم امام جماعت به عنوان اولين برنامه ريز، هم در تقويت بنيه ديني و مذهبي و هم به منظور بهره برداري مناسب و مفيد از مسائل سياسي، اجتماعي و ارتقاي ميزان آگاهي آحاد مردم، آشكار مي شود. به همين جهت است كه در صدر اسلام مديريت و امامت مسجدالنبي (ص) به عهده شخص پيامبر(ص) و در غياب ايشان به عهده كساني بوده است كه به تشخيص آن بزرگوار صلاحيت امامت را داشته اند و توسط خود حضرت معرفي مي شده اند. حضرت امام خميني نيز با توجه به نقش مهم مسجد در ابعاد عبادي ـ سياسي، نظامي و اجتماعي، وظيفه امام جماعت را بسيار گسترده تر از يك نماز جماعت مي دانستند، و لزوم شايستگي و احراز شايستگي امام جماعت را مورد تأكيد قرار مي دادند و بر اين مسئله تأكيد داشتند كه استقامت هر مسجد و اهل مسجد بستگي به امام جماعت آن دارد، چرا كه گاه عدم شايستگي او، موجب انحراف و دوري جماعتي از مسلمين از مسير حق مي شود. آن فقيد فرزانه مي فرمودند: «استقامت هر مسجدي و اهل هر مسجد به عهده امام مسجد است. …گوينده ها بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند. ائمه جماعات بايد مستقيم باشند تا بتوانند مستقيم كنند ديگران را.»[14]

توجه خاص آن بزرگوار بر لزوم دقت و حساسيت در تعيين و نصب امام جماعت مخصوصاً در مساجد خاص و پرجمعيت تا آنجا بود كه حتي در مواردي شخصاً امام جماعت برخي از مساجد را انتخاب و معرفي مي كردند. كه اين انتخاب ها از دو جهت حائز اهميت و قابل دقت مي باشد:

اولاً: تعيين و انتخاب امام جماعت مساجد به قدري مهم و حائز اهميت است كه در بعضي موارد رهبر حكومت اسلامي، شخصاً اقدام مي فرمودند.

ثانياً: با توجه به تأكيدات مكرر آن بزرگوار بر نقش سياسي، اجتماعي و نظامي مسجد، علاوه بر نقش عبادي آن، اين مطلب به دست مي آيد كه لازم است ائمه جماعات مساجد، افرادي آگاه به زمان و با تأييد علماء انتخاب شوند. (جهت آگاهي از نمونه هايي از تعيين امام جماعت توسط شخص حضرت امام، به صحيفه نور ج 22 و 19 صفحات 205 و 114 رجوع شود.)

استفاده بهينه از مسجد

مسجد از آغاز نه تنها محل نيايش و عبادت، ذكر، وعظ و خطابه و تجمع مؤمنان در ساعات خاص بوده، بلكه محل ابلاغ احكام و دستورها و آموزه هاي ديني، جايگاه قضاوت و دادرسي، ستاد تبليغات، و مركزي براي رفع مشكلات مردم نيز بوده است. آنچه در شرايط اجتماعي و پر از حساسيت فعلي به عنوان يكي از وظايف مهم امام جماعت هر مسجد مطرح مي باشد، اختصاص زماني مناسب براي برقراري ارتباط صميمانه با اقشار مختلف مردم جهت حل مشكلات اجتماعي و فرهنگي آنان و نيز رسيدگي به اختلافات خانوادگي و مشابه آن مي باشد؛ كه از اين طريق امام جماعت خواهد توانست ضمن برنامه ريزي دقيق براي ارائه خدمات مختلف فرهنگي و ديني به مراجعين، از فضا و محيط مسجد نيز استفاده بهينه بنمايد. بخصوص اين برنامه مي تواند عاملي براي جذب بيشتر نسل نو به مسجد باشد، چرا كه چشمه هاي اميد به آينده موفق و بالنده را در دل و ذهن آنها جاري خواهد ساخت و از خالي شدن اين سنگر جهاد و عبادت، جلوگيري خواهد كرد.

4ـ نقش و اهميت مسجد در بعد سياسي

مسئله حائز اهميت ديگري كه در صدر اسلام مورد توجه خاص پيامبر گرامي اسلام(ص) بوده است و مرحوم امام نيز به تبعيت از آن حضرت بر آن تأكيد داشتند، مديريت سياسي مسجد است. اهميت اين موضوع به حدي است كه اگر مسجد از سياست اسلام دور بماند، آنگونه خواهد شد كه دشمنان خواستارش بوده و سعي كرده اند تا مسجد و نماز جماعت را به محل صرف عبادت مبدل كنند، تا هيچ ضرر و خطري از اين ناحيه متوجه آنها نباشد. در دوران انقلاب اسلامي ايران نيز پس از محور اعتقادي و عبادي، پررنگ ترين، فعال ترين و بارزترين بخش كار مساجد در محور سياست بوده است؛ چرا كه مساجد در آگاهي و بيداري توده ها در دوران قبل و بعد از انقلاب نقش مؤثري داشته اند و رژيم هاي استعماري جهان نيز از مسجد بيش از هر نهاد انقلابي مي ترسند و اين واضح است كه همانگونه كه مسجد از آغاز به عنوان خانه خدا و محبوبترين مكانها به عنوان نخستين كانون عبادي مطرح بوده است و همانطور كه نخستين جايگاه دانش و مركز تعليم و تعلم قرآن و بحث و بررسي مسائل ديني بوده است، به همان نسبت به عنوان نخستين نهاد سياسي در جامعه اسلامي، از جايگاه و اعتبار خاصي برخوردار بوده است.

پيامبر اكرم (ص) اصول سياسي اسلام را به ويژه در اموري كه مي دانست مسلمانان از نظرات و تجربيات مفيدي برخوردارند، در مسجد به شوري مي گذاشت. حضرت امام در تبيين بعد سياسي مسجد مي فرمايند: «اما راجع به اسلام شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اسلام يك مكتبي است كه مي گويد: ملايم، كم كم لابد پيش مي آيند، يك مكتبي است كه مربوط به دعا و ذكر و يك روابطي مابين مردم و مابين خالق، و سياست را كاري به آن ندارد، اسلام به حكومت كاري ندارد، به سياست كاري ندارد، اين را آن قدر تبليغات روي آن كردند كه در جامعه خود روحانيت هم به خورد آنها هم دادند كه بسياري از آنها هم همين اعتقاد را پيدا كردند … كه روحاني مسجد برود و نماز بخواند و عرض مي كنم از اين صنف كارها: درس بگويد و مباحثه بكند و آن آداب شرعيه را به مردم نشان دهد. آنها ديدند كه نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر ندارد، هرچه مي خواهند نماز بخوانند.»[15]

و در جايي ديگر با بيان اينكه اسلام با سياست آميخته شده و اسلام بدون سياست، اسلام نيست مي فرمايند: «كتابهايي كه اسلام در سياست دارد بيشتر از كتابهايي است كه در عبادت دارد، اين غلط را در ذهن ما جاي گير كرده اند و حتي حال باورشان آمده است. آقايان، به اينكه اسلام با سياست جداست، اين يك احكام عبادي است مابين خودش است و خدا، برويد توي مسجدتان و هرچه مي خواهيد دعا كنيد، هرچه مي خواهيد قرآن بخوانيد حكومتها هم به شما كار ندارند اما اين اسلام نيست.»[16]

آن بزرگ مرد تاريخ در اوج اختناق رژيم ستمشاهي يعني سال 52 مي فرمايند: «وظيفه علماي اعلام و مبلغين است كه جرائم اسرائيل را در مساجد و محافل ديني به مردم گوشزد كنند.»[17]

البته ناگفته پيداست كه سياست مسجد با مسجد سياسي كه طرفداران هر گروه و جناح، اين مكان مقدس را سياسي و جناحي كرده و امام جماعت، نمازگزاران، سخنرانان و تمام برنامه هاي آن طبق سليقه آن گروه اجرا مي شود، فرق، مي كند. چرا كه با تعريفي كه اسلام از مسجد عرضه مي كند، مسجد نمي تواند پايگاه سياسي «يك حزب» باشد، مسجد از يك سو به «خدا» و از سوي ديگر به «مردم» تعلق دارد. از اين رو نمي تواند زير سيطره يك باند سياسي قرار بگيرد و از آن به صورت مركز فعاليتهاي تشكيلات گروهي استفاده شود. حضرت امام در خاطره اي مي فرمودند: «در دوران رضاخان من از يكي از ائمه جماعات سؤال كردم كه اگر يك وقت رضاخان لباس ها را ممنوع كند و اجازه پوشيدن لباس روحاني به شما ندهد، چكار مي كنيد؟ او گفت: ما توي منزل مي نشينيم و جايي نمي رويم. گفتم: من اگر پيشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع مي كرد همان روز با لباس تغيير يافته به مسجد مي آمدم و به اجتماع مي رفتم. نبايد اجتماع را رها كرد و از مردم دور بود.»[18]

آنچه از لابلاي سخنان و پيامهاي حضرت امام خميني مشهود است، تأكيد و سفارش بر اهميت مسجد و اجتماع در آن است كه پرداختن به تمامي آنها در اين مقال نمي گنجد. ولي آنچه از مجموع سخنان پيامبرگونه ايشان درباره نقش مهم و سرنوشت ساز مسجد در جامعه اسلامي بدست مي آيد، حفظ مسجد در راستاي حفظ اسلام و دور نشدن از اهداف آن است. نتيجه آنكه مسلمانان و حكومت اسلامي مكلفند دستورات و احكام دين را به بهترين وجه در تمامي ابعاد زندگي خود پياده نمايند؛ و از سوي ديگر، بايد مراقب باشند تا مبادا به بهانه هاي مختلف (مانند مقدس بودن مسجد) توطئه جدايي دين از سياست در جامعه و مسجد اجرا شود؛ چرا كه يكي از جلوه هاي پياده شدن احكام ديني در زندگي مؤمنين، توجه و اهتمام به مسائل و مشكلات سياسي جامعه و تلاش در جهت رسيدگي و برطرف ساختن آنهاست. و چه مكاني بهتر از مسجد براي هماهنگي اين فعاليت ها؟ و چه فضايي بهتر از جماعت مؤمنين، كه خود، جلوه اي از بعد سياسي نماز ـ اين عبادت بي همتا ـ است؟ پس به جاست تا سفارشات و نصايح آن پير فرزانه را به گوش جان بشنويم و به مقدار توان در اجراي آن بكوشيم تا زماني كه بفرموده آن عزيز همه جا يك صبغه و رنگ اسلامي پيدا كند، كه اگر انشاءالله اين معنا تحقق پيدا كند همه چيز ما اصلاح مي شود.

پي نوشتها:

[1] . صحيفه امام، ج 20، ص 316. [2] . همان، ج 12، ص 393. [3] . همان، ج 2، ص 451. [4] . همان، ج 13، ص 15. [5] . همان، ج 7، ص 65. [6] . مسجد و انقلاب اسلامي، ص 46. [7] . صحيفه امام، ج 13، ص 325. [8] . همان، ج 12، ص 393 و 394. [9] . همان، ج 10، ص 16 و 17. [10] . همان، ج 13، ص 21. [11] . همان، ج 8، ص 60. [12] . همان، ج 13، ص 19. [13] . همان، ج 6، ص 131. [14] . همان، ج 9، ص 479. [15] . همان، ج 4، ص 16. [16] . همان، ج 3، ص 227. [17] . همان، ج 3، ص 7. [18] . 420 داستان از نماز و عبادات امام خميني. منبع: مجله حضور، شماره 49

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...