واکاوی نوع نگاه به نهاد مسجد در سیاست ‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

به اشتراک بگذار !

مقدمه‌

نهادمنــدي‌ ديرپــا، فراگيــري فزاينــده ، وجــوه کــارکردي متفــاوت و ســاحات کــارويژه‌ اي‌ گوناگون مسجد، آن را بـه تـأثيرگـذارترين نـهـاد مــذهبي در جامعـه ايرانـي مبـدل سـاخته و مـوجبات نـقش آفـريني آن را در‌ زمينه‌ هاي‌ گوناگون در حيات سياسي ، اجتمـاعي و فرهنگـي ايران در دوره اسلامي‌ را به انحاء گوناگون فراهم آورده است . طي قـرون ، مسـجد همـواره فضاي عمومي مرکزي بـوده اسـت کـه دايره‌ وسيعي‌ از‌ افراد جامعه مي توانسـتند در آن جمـع گـردند، مـناسک ديني گروهي‌ خود‌ را به پا دارند و درباره طيف گسـترده اي از موضـوعات شخصي و گروهي با هم تبادل نظر‌ و اطلاعات‌ کنند‌ (صادقي و دريس ، ١٣٩٣: ١١).

در واقـع ، مـسجد در فـضاي عمومي جامعه ايراني‌ بـه‌ هـيچ‌ وجـه در مقـام مکـاني جهـت عـبادت صرف پروردگار باقي نمانده و در دوره هاي تاريخي‌ مختلف‌ بنا‌ بر شـرايط جامعـه و نيز مبتني بر جايگاه روحانيت و نهاد مـسجد در کـليت سـاختار سياسـي‌ ، اجتمـاعي‌ کشـور در ساحت هاي فرهنگي ، سياسي ، اجتمـاعي ، اقتصـادي ، نظـامي ، آمـوزشـي و… ورود يافـتـه کـه‌ تأثيرگذاري‌ کارکردهاي‌ نهاد مذهبي مسجد در شکل گيري نهضت هـاي سياسـي اجتمـاعي ايرانيان در ادوار مختلف‌ ، مانند‌ قـيام سـربداران ، نـهضـت مشـروطه ، قيـام گوهرشـاد (ساسـان ، ١٣٨٦: ٥٨٠) و به ويژه خيز انقلابي‌ بهمـن‌ ١٣٥٧‌ و پيـروزي آن و همچنـين در دوران تثبيـت جمهوري اسـلامي و دوران دفـاع مـقـدس نمـود ملمـوس تـري يافـت‌ . گرچـه‌ مسـجد نهـادي مشترک بين همه فرق و نحله هاي اسـلامي اسـت ، امـا ويژگـي‌ هـا‌ و امکانـات‌ خـاص فرهنـگ شيعه ، جايگاه و اهميتي مضاعف به آن بخشيده است (نظـري و حـسـن پـور، ١٣٩١: ٨٨‌) کــه‌ اهميت‌ اين جايگاه به سبب شيعه بودن حداکثري مردم ايران ، برخي شرايط خـاص‌ اسـلوب‌ زيسـت دينـي در جـامعـه ايرانـي و نيـز پيـروزي انقـلاب اسـلامي و ايجـاد حکومـت اسـلامي به منزله حکومت برآمده‌ از‌ اين انقلاب دوچندان شـده اسـت .

واژه مسجد، برگرفته از ريشه «سجد»، دلالت‌ بر‌ جايگاه خاص عبادت مـي کنـد. بـدين مـعنا‌ کـه‌ نـشان‌ دهنده محلي خاص بـراي عبـادت فـردي روزانـه‌ ـ نمـاز‌ ـ اسـت (هـيلن برانـد،١٣٧٦: ٤٥٣). اين واژه در قرآن کريم ٢٨ به کـار‌ رفـته‌ است . در قلمرو مفاهيم قرآني‌ ، مسـجد‌ اصطلاحي قرآني‌ است‌ و به‌ مکـاني گفتـه مــي شــود کــه خداونـد‌ در‌ آن پرسـتش مـي شـود(شايگان ، ١٣٨٩: ١٦). با شکل گيري حکومت اسلامي‌ و به‌ تبع آن ، تأسيس اولين مسـجد در‌ مـدينه النـبي (مـسجد قبا‌)، اين‌ نهاد مـذهبي ضـمن اهميـت فزاينـده‌ در‌ کليـت سـاختار جامعـه نبوي ، دربـرگيرنده مـجموعه اي از کارکردها در ابعاد مختلف شد‌ و علاوه‌ بر کارکرد عبادي و معنوي ، مجموعه‌ اي‌ از‌ کارويژه هاي ديگر‌، همچون‌ کانون فـعاليت هـاي علمـي‌ و فرهنگـي‌ ، مرکز تصميم گيري هاي سياسي و حکومتي ، دادگستري و مرجـع حـل وفـصـل دعــاوي ، مقـر فرماندهي و بسيج‌ نيروهاي‌ نظامي ، ارائه خدمات پزشـکي ، مـرکز اطـلاع‌ رسـاني‌ و مرکـز حـل‌ مشکلات‌ اجتماعي‌ (جوان آراسـته ، ١٣٨٦: ١٣٨‌) را عـهده دار شد.

در واقع ، در قاموس اسلام ، نسبت بين مسلمان و مسجد به گونه‌ اي‌ تعريـف شـده اســت کـه مسلمانان در‌ تماس‌ و ارتباط‌ دائمي‌ بـا‌ مـسجد هسـتند، درصــورتي‌ کــه‌ مـسـيحي مـي توانـد کليسا را حاشيه اي بسيار فـرعي از زنـدگي خويش تلقي کند (محمدي ، بي‌ تا‌: ٢٦٤‌). از سـوي ديگر، عبادت در نگاه مسلمانان‌ بـه‌ اعـمال‌ خاص‌ مذهبي‌ محدود‌ نمي شود و هـر عملي کـه بـا نـيت خـدايي و به قصد قربت به او انـجام شـود، عبادت محسوب مـي شـود. ازايـن رو، ظرفيـت دربرگيري کارکردهاي ديگر غير از‌ کارکرد عبادي و معنوي در مـسجد وجـود دارد (همان :.(264بنابراين ، قرارگيري مجموعه اي از کـارکردهاي ديگـر در کـنار کـارويژه اصـلي مـسـجد بـه سبب نوع پردازش مفهوم عـدالت در قـاموس اسلام‌ ، جزئي‌ لاينفـک از وجـوه کـارکردي اين نهاد مذهبي گرديد. چنانکه مجموعه اي از کارکردهـاي سياسـي ، اجتمـاعي ، فـرهنگـي ، اقـتصادي ، نظامي ، آموزشي و… در کنار کارکرد اصلي مـسـجد (عـبـادي ـ معنـوي ) در طــول تـاريخ‌ حـيات‌ اين نهاد مذهبي و در جوامع مـختلف براي آن وجود داشته که در عـين وجـود اشتراکاتي کارکردي ميان مساجد مختلف مبتني بر شرايط اجـتماعي‌ ، فـرهنگي‌ و سياسي هـر جامعه و دوره تاريخي‌ مختص‌ بـه آن بـرخي کـارويژه هـا تـغيير پيدا کرده و يـا نسـبت بــه ســاير ابعاد، اولويت و تبلور بيشتري يافته اند. به طوري که در ميانه دهه‌ پنجاه‌ شمسي ، نزديک بـه ده‌ هـزار‌ مـسجد ثـبت شـده در سراسـر ايـران وجـود داشـت کـه گسـترده تــرين شــبکه اجـتمـاعي سـازمان يافـته در درون کـشور را تشکيل مي دادنـد. از ايـن منظـر، نهـاد مسـجد بخـش اصـليفضاي‌ عمومي‌ جامعه ايراني را تشکيل مي داد (صادقي و دريس ، ١٣٩٣: ١٤) و در کنـار دارا بودن کارکردهاي رسانه اي ـ ارتباطي ، نقش حلقه واسـط ميـان روحانيـت و اقشـار مـختلـف مردم را ايفا کرده و در‌ کنار‌ کارکرد سياسـي‌ و بسـيج عمـومي مـردم در ايجـاد چـارچوب معنايي جنبش اعتراضي جامعه ايران عليه حکومت وقت و به تبع آن‌ پيروزي انقلاب اسلامي نقش مهمي بازي کرده است .

در اين ميان‌ ، بـا‌ پيروزي‌ انـقلاب و روي کار آمدن نظام جمهوري اسلامي ، کارکردهاي معطوف بـه تثبيـت حکومـت و کارکردهـاي آموزشـي ـ عقيـدتي در نهـاد ‌‌مـذهبي‌ مسـجد اولويت بيشتري يافت و در دوران دفاع مقدس به عقبـه جبهـه جنـگ تبـديل‌ شـد‌. از‌ سـوي ديگر، بـا تـوجه به اولويت ابعاد فرهنگي انقلاب اسلامي و شدت تهاجم فرهنگي غرب ، نهاد‌ مسجد به مثابه تأثيرگذارترين نهاد مذهبي در فضاي عمومي جامعه داراي اهميت فزاينـده‌ اي است . چـرخش قـابل‌ ملاحظـه‌ بـه سـمت فرهنـگ (صــالحي امـيـري ، ١٣٨٧) در بعـد نظـري و تعين بخشي فرهنگ به ساير ابعاد زندگي انسان (آزاد ارمکي و منـوري ، ١٣٨٩: ٤٨) اهميـت مسجد را دوچندان مبرهن مي سازد.

به طورکلي‌ ، برگزاري مراسم مـذهبي ، کـمـک بــه امـور خيريـه و آموزشـي در مـنـاطق مـحروم ، تنوير افکار عمومي ، بسيج مردم ، تقويت وجدان جمعي ، تبليغ ارزش هاي گروهـي ، پاسداري از کـنش هـاي دينـي و سـنتي ، ايجـاد و تقويـت‌ شـبکه‌ هـاي اجتمـاعي غيررسـمي (٤٥ :١٩٩١ ,McDaniel) شکل بخشي هويت هاي جمعي مسـلمانان ، شـکل دهــي و بـازتوليـد بـه هويت مذهبي مشترک ، ايجـاد انسـجام و همبسـتگي اجتمـاعي ، کمـک در جامعـه پـذيري ، نقش آفريني در‌ انتقـال‌ مواريـث و ارزش هـاي فرهنگـي ، بسترسـازي جهـت عموميـت يـابي فرهنگ شورا، ايجاد روح تعاون و همکاري ، تقويت و قوام بخشي به حـوزه عـمومي ، افزايش آگـاهي هاي اجتماعي و فرهنگي ، مقاوم سازي ابعاد فرهنگي‌ ـ ارزشي‌ جامعه ، آگاهي بخشـي به افراد نسبت به تهاجمات فـرهنگي و… از زمره مهم ترين کارکردهاي فرهنگـي ـ اجتمـاعي مسجد به شمار مي آيد. ازاين رو، طـبعا تـوجه بـه ابعاد فرهنگي ـ اجتماعي‌ نهاد‌ مسجد‌ و اتخاذ رويکرد سياستي نسبت به‌ آن‌ بسيار‌ ضروري و حياتي مي نمايد. در اين مـقالـه ، ‌ ‌نــوع نگـاه بـه نهاد مذهبي مسجد در سياست هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران واکاوي‌ مـي‌ شــود‌ تــا از اين راه ، جـايگاه اين نهاد در‌ چارچوب‌ سياست هاي فرهنگي و ميـزان توجـه بـه آن در ابعـاد گوناگون مشخص شود.

١. روش شناسي

در اين مقاله سـعي بر‌ آن‌ است‌ تا با رويکردي توصـيفي ـ تحليلـي و بـا بهـره گيـري از روش‌ مـطالعات اسنادي و روش تحليـل سـند، بــه واکــاوي نـوع نگـاه بـه نهـاد مـذهبي مسـجد در چارچوب سياست هاي فرهنگي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايـران پرداختـه شـود. ازايـن رو، ابتـدا بـه مداقه در مفهوم سياسـت‌ فرهنگـي‌ و بررسـي پيوسـتار چهارمرحلـه اي آن (نظريـه فرهنگـي ، سياست گذاري فرهنگي ، برنامه ريـزي فرهنگـي و مــديريت فرهنگـي ) پرداختـه‌ مـي‌ شـود‌ و ازآنجاکه اين پژوهش ، بر بعد نظري و کلان نوع نگاه به مسجد در‌ سياست‌ فرهنگـي‌ تأکيـد مي کند، به تبيين دو مرحله آغـازين پيوسـتار چهـار مرحلـه اي سياسـت فرهنگـي‌ جمهـوري‌ اسلامي‌ در حـيطه مـسجد (نظريه فرهنگي و سياست گذاري فرهنگي ) مي پردازد. بنـابراين بـه بررسي نوع‌ نگاه‌ به مسجد در اسـنادي همچـون ؛ قـانون اساسـي جمهـوري اسـلامي ، اصـول سياست فرهنگي جمهوري‌ اسلامي‌ مصوب‌ شوراي عالي انقلاب فرهنگي و سـند چـشم انـداز جمهوري اسلامي ايران و انديشه هاي رهبري‌ حکومت‌ جمهوري اسلامي (امام خمينـي و مقام معظم رهبري ) به مثابـه «نظريـه فرهنگـي » و برنامـه هـاي‌ پـنج‌ سـاله‌ اول تـا پـنجم توسـعه اقتصـادي ، اجتمـاعي و فرهنگـي جـمهـوري اســلامي ايـران بـه منزلـه بعـد «سياسـت گـذاري‌ فرهنگي‌ » به اختصار پرداخته مي شود تا از ايـن راه نـوع نگـاه ، اهميـت‌ و جايگـاه‌ مسـجد‌ در چارچوب سياست فرهنگي جمهوري اسلامي در ابعاد مختلف آن تبيين گردد.

٢. مباني نظري : سـياست‌ فـرهنگي‌ و پيوسـتار‌ چهار مرحله اي

سياست هاي فـرهنگي در جـوامعي مـانند ايران که به‌ دنبال‌ ايده و آرمان والا و حفظ فرهنـگ ارزشي و مورد تأييد نظام هستند، از اهميـت ويـژه اي برخـوردار اسـت‌ (شـريفي‌ و فاضـلي ، ١٣٩١: ٥٨). سياسـت هـاي فرهنگـي ، مجموعـه تـصـميمات کــلان و چــارچوب هـاي قـانوني‌ خاصي‌ هستند که حکومت ها بـراي حـفظ و استقرار‌ شـرايط‌ فرهنگـي‌ ـ اجتمـاعي مطلـوب و مناسب براي پيشبرد اهداف فرهنگي‌ خود‌ در جامعه اتخاذ مي کنند (اشـتريان ، ١٣٩١: ٣٢) و به عبارتي ، نـاظر بـه «پويايي‌ نـظام‌ » جامعه هستند که در قالب‌ راهبردهـايي‌ فرهنگـي ، جامعـه‌ و تمدن‌ را‌ به سـوي شرايط مطلوب و راه صواب‌ هدايت‌ مي کنند (تـوکلي ١، ١٣٨٧). اگوسـتين جيرارد سياست فرهنگي را نظامي از اهداف‌ غايي‌ ، مقاصد عملي و شيوه هـايي مــي دانــد‌ کـه  توسط يک‌ گروه‌ دنبال مي شود و به وسيله يک سازمان اعـمال مـي گـردد (-١٧١ :١٩٨٣ ,Girard‌ ٢). چنانکه‌ فرهنـگ يـک امـر فراگيـر اسـت‌ ، سياسـت‌ فرهنگـي‌ نيـز مرکـب از‌ يـک‌ رشـته اقداماتي است که‌ بـراي‌ تـوسعه زنـدگي فرهنگي انجام مي شود.

سياست فرهنگي را مي توان در يک پيوستار‌ چهار‌ مرحله اي تـبيين کـرد، پيوسـتاري کـه‌ از‌ نظري ترين‌ تا‌ بنيادي‌ ترين سطح تا عملياتي‌ ترين و اجرايي ترين سطح فـراگرد يک سـياست فـرهنگي را در برگرفته و عبـارت اسـت از: ١. نظريـه‌ پـردازي‌ فرهنگـي ، ٢. سياسـت گـذاري فرهنگي ، ٣. برنامه ريزي‌ فرهنگي‌ و ٤. مديريت‌ فرهنگي‌ (صـالحي‌ امـيـري و ديگــران ، ١٣٨٩‌: ٨). در‌ واقع ، تدوين و طراحي هر برنامه يا سياست فرهنگي منوط به وجود يک نظريه مدون در زمـينه‌ مـورد‌ نـظر‌ جهت نشان دادن نقطه ايده آل و آرماني‌ و بايسته‌ هاي‌ مترتب‌ بر‌ آن‌ و نيـز اصول و بايسته هاي بـنيادين چـگونگي حرکت به سوي آن (نظريـه فرهنگـي ) در وهلـه اول و در گام بعد، ترسيم خط مشي ها و راهـبردهاي لازم و هـمچنين ارائه سـياست‌ ها در جهـت نيـل به نقطه ايده آل مفهوم بندي شده در نظريه (سياست گذاري فرهنگي ) است و در مرحله بـعـد، عـملياتي سازي اين راهبردها و آماده سازي آنها براي اجـرا، بـر‌ اسـاس‌ يـک برنامـه مـدون و هـدف گـذاري شـده (برنامه ريزي فرهنگي ) و در گام پايـاني اجـراي صـحيح ، جـامع و مـنظم راهبردهاي عملياتي شده (مديريت فرهنگي ) است (عـبدالملکي ، ١٣٩٢: ١٦٢). از اين مـنظر، نـظريه‌ فرهنگي‌ و سياست گذاري فرهنگي (مرحله اول و دوم اين پيوستار) ناظر به بعد نظري و کلان سـياست فـرهنگي و برنامه ريـزي فرهنگـي (مرحلـه سـوم ) نـاظر بـه شاخص‌ سازي‌ و عملياتي سازي سياست هاي کلان‌ و تعيين‌ شـاخص هــاي عـملـي و مـديريت فرهنگي (بعد چهارم ) نيز ناظر به مرحله اجرا است . ازآنجاکه زاويه ديد ايـن پـژوهـش نــاظر به بعد کلان و نظري مسئله‌ است‌ ، نـحوه عـملياتي سـازي و سنجش‌ عيني‌ و ملموس سياست هـا و نحوه اجـراي آنـها در حيطه اين پژوهش نمي گنجد.

سياست فرهنگي يک نظام را مي توان به دو صورت مورد ارزيابـي قــرارداد: گونـه اول بر اساس مطالعه‌ مـدل‌ فـرهنگي ، اهداف فـرهنگي و مـنابع فـرهنگي است که همه با هم سـياست فـرهنگي را شکل مي دهند. مـدل ديگـر، بررسـي سياسـت هـاي مـدون فرهنگـي (عسـگري ،١٣٨٨) و يا بـه عـبارتي ، اسناد رسمي‌ فرهنگي‌ کشور است‌ . اسـناد رسـمي جمهـوري اسـلامي خـود مـبين سياست هاي فرهنگي آن است . اين اسـناد را مـي توان در‌ قرائتي در قالـب دو دسـته طبقـه بنـدي کـرد: نخسـت آن دسـته‌ از‌ اسـنادي‌ کـه ثابـت و تـغييرناپذيرنـد و جـابجـايي در کارگزاران فرهنگي ، دگرگوني در آنها ايجـاد نـمي کـند؛ مانند قانون اسـاسي ، اصـول ‌‌سياسـت‌ فرهنگي جمهوري اسـلامي و سـند چشـم انـداز و دوم ، اسـنادي کـه بـا تغييـر در کـارگزاران‌ فرهنگي‌ ، به‌ تبع تغيير در دولت ها و قدرت هـاي سـياسي ، تغيير مي کنند، مانند بخـش فـرهنگـي بـرنامـه‌ هـاي تـوسـعه اول تــا پـنـجم . در واقـع ، اسـناد ثابـت فـرهنگـي در جمهـوري اسـلامي‌ ، مـنعکس کننـده نظريـه فرهنگـي‌ در‌ سياسـت فرهنگـي هسـتند و اسـناد تغييرپـذير (مقطعـي ) بازنماياننده سياست گـذاري فـرهنگي در سياست فرهنگي هستند (صديق سروستاني و زائري ، .(19 :1389

٣. نـهاد مـسجد و سـياست فـرهنگي

بـر اسـاس آنچـه در بـخـش پـيش ذکــر شـد‌، بـراي «واکـاوي نـوع نگـاه بـه نهـاد مسـجد در سياست هاي فرهنگي جمهـوري اسـلامي » در بعـد نظريـه پـردازي فـرهنگـي بــه اســناد ثابـت فرهنگي (قانون اساسي ، اصول سياست فـرهنگي جـمهوري اسـلامي و سـند چـشم‌ انــداز‌) و نيـز انديشه هاي امام راحل (ره ) و مقام معظم رهبـري در زمينـه مسـجد و در بعـد سياسـت گـذاري فرهنگي ، به اسناد رسمي متغيـر (بخـش فرهنگـي برنامـه هـاي توسـعه اول تـا پـنجم ) رجـوع‌ مـي‌ شود. اصولا نگـاه بـه مسـجد بـه مثابـه يـک نهـاد فرهنگـي از صـدر اسـلام مـورد توجـه قرارگرفته است و بسياري از فعاليت هـاي فرهنگـي مسـلمانان در مسـجد انجـام مـي گرفـت .

به‌ طورکلي‌ ، پايگاه فرهنگي جهان اسـلام از مـساجد شکل گرفته اسـت (عباسـي الـف ، ١٣٨٧: ٣٨٢). پيامبر اسلام (ص ) محيط مسجد را کاملا فرهنگي مي دانستند، تـا جـايي کـه در حضـور آن حضرت‌ و با‌ اجازه‌ ايشان برخي مسابقات برگزار مي‌ شـد‌ (موظـف‌ رسـتمي ، ١٣٨١، ٢٨- .(27 در واقع ، مـسجد بـه عنوان مرکز فرهنگ سازي اسـلامي و نهـاد تأثيرگـذار بـر الگوهـاي رفتاري افراد در تمام‌ زمينه‌ ها‌، به صورت محسوس و نامحسوس در شـکل گيـري فرهنـگ‌ و هويت‌ افـراد چـه در سطح فردي و چه در سطح اجـتماعي نـقش بسزايي ايفا مي کند (مجيـري و لمسه چي ، ١٣٩١: ٢) . 1

در‌ اين‌ ميان‌ ، نگاهي گذرا به سياست هاي فرهنگي قبل از انقـلاب اسـلامي‌ ، بيـانگر آن است که نوع نگاه بـه جـايگاه مسجد در قاموس سياست فـرهنگـي حـکومـت پهلـوي ، نگـاهي سلبي و تضعيفي است و اين حکومت ، تلاش زيادي در به‌ حاشيه‌ راندن مسجد، بـه ويـژه در اشکال غيرمستقيم داشته است . اين امـر پـس از اتخـاذ اصـول سياسـت‌ فرهنگـي‌ نيـز‌ کـاملا مبرهن است ، بـه طـوري کـه شـوراي عــالي فـرهنـگ و هنـر در سـال‌ ١٣٤٧‌، اصـول‌ سياسـت فرهنگي کشور را مبتني بر چهار اصل «فرهنـگ بـراي همـه »، «توجـه بـه ميـراث‌ فرهنگـي‌ »، «فراهم‌ کردن بيشترين امکانات براي ابـداع ، نـوآوري فکـري ، هنـري و شناسـاندن فرهنـگ ايران به جـهانيان » و «آگـاهي‌ از‌ مظاهر فـرهنگ هاي ديگر» (شـکيبانيا، ١٣٨٥؛ اکبـري ، ١٣٨١) ذکر کرده که در آن‌ هيچ‌ اشاره‌ اي به نهاد دين و ارزش هاي ديني نشده اسـت . درحــالي کـه نهاد ديـن و ارزش‌ هـا‌ و هنجارهـاي معطـوف بـه آن بخـش قابـل تـوجهي از ابـعـاد هــويتي و فـرهنگي جامعه ايراني‌ را‌ شکل‌ مي داد.

نهاد مسجد، علي رغم رويکرد سلبي ـ تضعيفي سياست هاي فرهنگي نظـام شاهنشـاهي ، بـه‌ ‌ ‌سـبب‌ آنکه در متن جامعه ايراني قرار داشت و نهادي ديرپا محسوب مي شـد‌، در‌ پيـروزي‌ انقلاب اسلامي در سـال ١٣٥٧ نـقش مـهمي ايفا کرد، چنانکه بر اهميـت روزافـزون و وجـوه کارکردي‌ مختلف‌ آن‌ به انحاء مختلف تأکيد شـد. در اين صورت است که حضور مردم‌ در‌ مساجد، نه تنها براي دفاع از آرمان هاي حـکومت ، بلکه به مثابه نـوعي هــدف فرهنگـي بـراي‌ جمهوري‌ اسلامي تلقي مي شود (فاضلي ، ١٣٨٧: ١١٩).

٤. نظريه پردازي فرهنگي معطوف بـه‌ مسـجد‌ در قـاموس سياسـت فرهنگـي جمهوري اسلامي

به‌ طورکلي‌ واکاوي‌ نظريه فرهنگي هر سياست فرهنگي در جمهوري‌ اسلامي‌ به طـور عــام و به تبع آن موضوع اين پـژوهش (نهـاد مسـجد) از طريـق‌ واکـاوي‌ نظـام انديشـگاني انقـلاب اسلامي و انديشه‌ رهبران‌ اين انقلاب‌ و نوع‌ نگاه‌ آنان به موضوع بحـث و نيـز بررسـي‌ اسـناد‌ فرهنگي تغييرناپذير نظام امکان پذير است . در اين راستا بـه بـررسي اصـول‌ سياسـت‌ فرهنگـي جمهوري اسلامي مصوب ١٣٧١ شوراي‌ عالي انقلاب فرهنگي و بخش‌ هاي‌ فرهنگي قـانون اساسي و سند چشم‌ انداز‌ بيست ساله و نيز ديدگاه امـام خمينـي (ره ) و مقـام معظـم رهبـري در زمينه نهاد‌ مـسجد‌ بـه گونه اي اجمالي مي‌ پردازيم‌ .

١-٤. قانون‌ اساسي و نهاد مسجد‌

قانون‌ اساسي جمهوري اسلامي ايـران‌ شـامل‌ مقدمـه ، ١٤ فصـل و ١٧٧ اصـل اسـت کـه در برخي اصول ١ تا ٣٠ به مسائل‌ فرهنگي‌ مي پـردازد (آزاد ارمکـي و منـوري ، ١٣٩١‌: ١١‌). در ١٧٧‌ اصـل‌ قـانون‌ اساسي به طور مستقيم‌ هيچ اشاره اي به نهـاد مسـجد نشـده و تنهـا در بخـش مقدمه آن و در بيان آغاز‌ شکل‌ گيري نهضت ضد استبدادي در سـال‌ هـاي‌ پـيش‌ از‌ انقـلاب‌ اسلامي ، به نقش‌ مساجد‌ در افـزايش آگـاهي و عـزم ملت ايران در مبـارزه بـا اسـتبداد تـأکيـد شـده و آمـده است که «قشر‌ آگـاه‌ و مسـئول‌ جامعـه در سـنگر مسـجد، حـوزه هـاي علميـه‌ و دانشگاه‌ به‌ روشنگري‌ » پرداخته‌ است‌ .

همچنين اشاراتي ضمني و غيرمستقيم نـيز بـه نـهاد مسجد در قـانون اساسـي وجـود دارد.

در اصل سوم ، دولت موظف شـده اسـت به منظور تحقق اهداف منـدرج در اصـل‌ دوم قـانون اساسي که مبتني بر آن ، «جمهوري اسلامي بر پايه ايمان به خداي يکتا، وحــي الهــي ، مـعـاد، عدل ، کرامت انساني ، اجتهاد مسـتمر فقهـاي جـامع الشـرايط و… شـکل گـرفتـه اسـت »، همـه‌ امکانات‌ خود را به کار بندد. با اين وجود مي تـوان از اصـل سـوم قـانون اساسـي بـه صـورت ضـمني و تـلويحي بـه تکليف دولت در به کار بردن همه امکانات خود‌ جهت‌ برپايي و رونـق امـور مـساجد پي برد. بديهي است که يکي از محيط هاي مناسب جهت رشد فضايل اخلاقـي مردم ، مبارزه با مـظاهر فـسـاد‌ و تـبـاهي‌ و ايجـاد مـودت ، تعـاون عمـومي و بـرادري‌ اسـلامي‌ ، مساجد هستند (قانون اساسي ، ١٣٧٥). بنابراين شـايسته بـود کـه نهاد مسـجد و امـور آن بيشـتر در قانون اساسي مورد توجه واقع مي شد، هرچند که‌ کـليت‌ فـضاي گـفتماني حاکم بـر‌ قـانون‌ اساسي ، مبين اهميت مسجد و اتخاذ رويکردي ايجابي ـ تأکيدي در بخش فرهنگي نـسبت بـه آن است (حاج علي اکبري ١، ١٣٩٢).

٢-٤. نهاد مسجد و اصول سياست فرهنگي

در اولين دهه از حيات انقلاب‌ اســلامي‌ ، مـسـائل و پـيش آمــدهاي مربـوط بـه سـال هـاي اول انقــلاب و بعــد از آن جنــگ تحميلــي مــانع از آن شــده اســت کــه برنامــه اي مـــدون بـــراي سياست گذاري فرهنگي تدوين شـود (اجلالـي‌ ، ١٣٧٦‌: ٨٩). اولـين‌ سـند مکتـوب در زمينـه سياست گذاري فـرهنگي ، اصـول سـياست فرهنگي کشـور اسـت کـه آن را شـوراي فرهنـگ‌ عمومي تهيه کرده و در جلسه ٢٨٨ مورخ ١٣٧١/٥/٢٠ با اصلاحاتي‌ به‌ تـصويب‌ شـوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد (قرباني ، ١٣٨٣).

نگاهي گذرا به ‌‌کليت‌ بخش هاي اصـول سـياست فـرهنگي جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد که رشد‌ و تعالي‌ فرهنگ‌ اسـلامي انسـاني ، حفـظ و اشـاعه آرمـان هــا و ارزش هــاي مـعنوي و فضائل اخلاقي و بسط پيام انقلاب اسلامي‌ در بطن و متن جامعه ازجمله مهم تـرين اهـداف فـرهنگي جمهوري اسلامي و به تبع‌ آن اهداف سياست فرهنگي‌ به‌ شمار مي رود کـه در اين راستا مسجد مي تواند يکـي از تـأثيرگذارترين نهادها در نيل به ايـن اهـداف باشـد. در اصول سياست فرهنگي ، چه به صورت ضـمني و چـه به صورت‌ مستقيم ، به نهاد مسـجد اشــاره شـده اسـت .

«بازشناسي و ارزيابي مواريث و سنن تـاريخي و ملـي در عـرصـه هــاي مختلـف دينـي ، علمي ، ادبي و هنري و فرهنگ عمومي و نگاهباني از مآثر و مواريث اسلامي و ملي و حـفظ و احـياي‌ دسـتاوردهاي‌ مثبـت و ارزشـمند تمـدن اســلام در ايـران » (شــوراي عـالي انـقـلاب فـرهنگي ، ١٣٧١) نـخستين گزاره از اصول سياست فرهنگي است کـه بـه صورت ضمني به نهاد مسجد ارتباط دارد. بدون ترديد، يکي‌ از‌ مصاديق مواريث و سـنن تـاريخي و ملـي در زمينـه ديني ، نهاد «مسجد» اسـت . همچنين ، گزاره هاي «افـزايش امـکانات فرهنگـي و هنـري مناسـب در مساجد، حـسينيه هـا، تکايا، انجمن هـا و دفـاتر و مراکـز فعاليـت‌ هـاي‌ مـذهبي و تبليغـي بـه معناي اخص » و «حـمايت از فـعاليت هاي فرهنگي و هنري مراکز مـذهبي و تـبليغـي در جـهـت سياست فرهنگي کـشور و افـزايش ميزان بهره گيري مـناسب از ظـرفيت ها و امکانـات موجـود‌ آنها‌» (همان‌ )، به گونه اي مسـتقيم بـه‌ افـزايش‌ امکانـات‌ فرهنگـي و حمايـت از فـعاليـت هــاي فرهنگي و هنري نهاد مسجد در جهت بـهره گـيري حداکثري از ظـرفيت هـا و امـکانـات آن در زمينه‌ سياست‌ فرهنگي‌ کـشور اشاره کرده که مبين نمود کانوني کارکردهـاي‌ فرهنگـي‌ ايـن نهاد مذهبي است .

٣-٤. نهاد مسجد و سند چـشم انـداز افق ١٤٠٤

سند چشم انداز جهت گـيـري خــرد و کــلان کـشـور‌ را‌ در‌ عـرصـه هـاي فرهنگـي ، اجـتمـاعي ، سـياسي ، اقتصادي ، امنيتي و دفاعي در برمي‌ گيرد و نه فقط به پيش بيني آينده ، بلکه بـه خلـق آينده اي مطلوب و مـناسب مـي نـگرد (فرميهني فراهاني‌ ، ١٣٨٧‌). «مبتني‌ بر سند چشـم انــداز ٢٠ سـاله ، تـا سـال ١٤٠٤، ايـران کـشـوري‌ اســت‌ توسـعه يافتـه بـا جايگـاه اول اقتصـادي ، علمـي و فناوري در سطح منطقه ، با هويت اسلامي و انقلابي ، الهام‌ بخش‌ در‌ جهان اسـلام و بـا تعامـلسازنده در روابط بين الملل » و «جامعه ايراني نيـز‌ جـامعـه‌ اي‌ اسـت ، توسـعه يافتـه ، متناسـب بـا مقتضيات فرهنگي ، جغرافيايي و تاريخي خود، متکي بر اصول و ارزش‌ هاي‌ اسلامي‌ ، ملي و انقلابي ، با تأکيد بر مردم سالاري ديني ، عدالت اجتماعي ، آزادي هاي مشروع ، حفظ‌ کـرامت‌ و حـقوق انسان ها و بهره مند از امنيت اجتماعي و قضايي و…» (سند چشـم انـداز بيسـت‌ سـاله‌ ، .(1382‌ در اين سند به سبب راهبردي بودن و تعيين خط مشي کلي نظام اشاره اي‌ به‌ نهاد مسجد نشده است ، امـا در الزامـات فرهنگي سند چشـم انـداز بـر کـانوني‌ بـودن‌ ايـن‌ نهـاد مـذهبي و کارکردهاي فرهنگي آن تأکيـد شـده و آمـده اسـت : «احيـاي مراکـز فرهنگـي و مسـاجد، سالم سازي‌ فـضاهاي‌ فـرهنگي ، ايجاد هماهنگي مراکز مختلـف فـرهنگـي و تـوجـه خـاص بـه نهادهاي اجتماعي و…» (همان‌ ).

ابلاغ‌ سند‌ چشم انداز بيست ساله ، موجبات دو تحـول مهـم در زمينـه اهميـت يـابي نهـاد مسجد و وجوه‌ کارکردي‌ آن‌ را فراهم آورد کــه در ايـن راســتا، هـر يـک از دسـتگاه هـاي‌ کـشـور‌ بــه فراخـور مأموريـت هـا و وظـايف خـود، اقـدام بـه تهيـه سـند راهبـردي و تعيـين خط مشي هاي درون‌ مختص‌ به خود مبتني بر سند چشـم انـداز کردنـد کـه در برخـي از‌ ايـن‌ اسناد، به نـقش کـانوني نهاد مسجد در‌ ابعـاد‌ مختلـف‌ و لـزوم توجـه بـه آن بـه ويـژه در‌ ابعـاد‌ فرهنگي تأکيد شده است .

از سوي ديگر، مبتني بر سند چشـم انـداز بيسـت‌ سـاله‌ در افـق ١٤٠٤، سـند چشـم‌ انـداز‌ مساجد نيز‌ ترسيم‌ شده‌ کـه در صـورت عملياتي شـدن گزاره‌ هـاي‌ ايـن سـند و اجرايـي شـدن جامع آن تحولي اساسي در نهاد مسجد و نوع‌ تأثيرگذاري‌ آن در جامعه و به ويژه در‌ بخـش فرهنگ ايجـاد خواهد‌ شد‌. بر اساس اين سند، مسـجد‌ ١٤٠٤‌ «نهـادي اسـت فعـال ، اثرگـذار، مـسئوليت پذير در صـحنه تـعاملات فرهنگي ، برخوردار از روحيه‌ تعاون‌ ، سازگاري اجتماعي ، توانا، پويا، کارآمد‌، توانمند‌ در‌ ترويج ، آموزش و تبليغ‌ فرهنـگ‌ اسـلامي ، بـا بهـره مـنـدي‌ ‌ ‌از‌ حـضور و مشارکت مردمي و حمايت از حضور و مشارکت مردمي و حمايت دسـتگاه هـاي فرهنگي ، اجرايي ، متعهد‌ بـه‌ انـقلاب و نـظام اسلامي بر اساس تعاليم‌ عاليه‌ اسلام و انديشه‌ هـاي‌ گوهربار‌ امام ،(ره ) رهنمودهاي مقام‌ معظم رهبري در جـهت تربيت و هويت اسلامي انقلابـي ، وحدت ملي ، الهام بخش ، مؤثر براي جهان‌ معاصر‌ بـه ويژه کشـورهاي اسـلامي » (عباسـي ب، .(1387‌ (رهـ‌ )

٤-٤. نـهاد‌ مسجد‌ و نظام‌ انديشگاني رهبري انقلاب‌ اسلامي‌ : ديدگاه امام خمينـي و مقام معظم رهبري

واکاوي جايگاه ، اهميت ، کارکردها و ميزان تأثيرگـذاري و بـه عبـارتي ، بازشناسـي کليـت‌ دستگاه‌ فکري‌ امام خميني (ره ) و مقام معظم رهبـري در‌ نـوع‌ نـگـاه‌ بـه‌ نهـاد‌ مسـجد‌، در کنـار موارد استخراج شده از اسناد پيش گفته ، مـي توانـد در فهـم گـزاره هـاي بعـد نظريـه پـردازي فرهنگي در سياست فرهنگي جمهوري اسلامي ايران ، در زمينه‌ نوع نگـاه نظـري بـه مسـجد بسيار راهگشا باشد.

در ايــن زمـينــه ، امـــام خمينــي (ره ) ضــمن تبيــين وجــوه کــارکردي مســجد و تأکيــد بــر کارويژه هاي گوناگون آن در زمينه هاي مختلف چون‌ قضاوت‌ ، بسيج عمـومي ، تبليـغ ديـن ، کارکردهاي نظامي و… با اتکا به خصائص مسجد صدر اسلام و زمـان پيـامـبر(ص ) بــر سـنگر قرار دادن مسجد تأکيد مي کردند (امام خميني (ره )، ج ١٥: ٥٨ ؛ ج ٧: ٦٥‌). ايشان‌ در موازات تذکر مکرر نقش آفريني کانوني نهـاد مسـجد در پيـروزي انقـلاب اسـلامي ، لـزوم اسـتمرار کانوني شدن اين نهاد در شئون مختلف حيات‌ انقلاب‌ اسـلامي را مــورد تـأکيـد قـرار‌ داده‌ و بر اين باورند که «مسجد محلي است که از آن بايد امور اداره بشود و اين مسـاجد بـود کـه اين پيروزي را براي ملت ما‌ درست‌ کرد» (امام خميني (ره‌ )، ج ١٢‌: ٢٣٠).

در واقع به زعم ايشان ، مسجد و اداره آن جـزئي لاينـفک از کـيان انقلاب و اسـلام بـوده و به عـبارتي ، ايشـان پيروزي انـقلاب اسلامي را متضمن و هم پيوند با اداره مسجد مـي‌ داننـد‌.در نظام انديشگاني امام خميني (ره )، نهاد مسجد به مثابه مرکز ستاد اسلام نيز شـمرده مـي شــود و قوام اين نهـاد را مايـه عـدم هـراس از دشـمنان غـرب و شــرق ايـران و اســلام‌ (آمريکـا‌ و شوروي ) تلقي‌ مي شود: «آن روز بايد ترس داشته باشيد که شما پشت کنيد به اسلام ، پشـت کنيد به‌ مـسجد» (هـمان : ٢٣٤).

مـقام معظم رهبري نيز شروع آغاز حرکت انقلابي‌ مردم‌ ايـران‌ را از مـسـاجد مـي داننـد:

«انقلاب از مساجد شروع شد؛ امروز هم در هنگامي که حرکت و بسيج ‌‌مردم‌ مطرح مي شود ـ چه سـياسي و چـه نـظامي ـ باز مساجد کانونند؛ اين برکـت مسـاجد‌ اسـت‌ » (١٣٨٨‌/١٢/١٤) .

ايشان با اشاره به مـسجد بـه عنوان «مظهر آميختگي دنيا و آخرت و پيوستگي فرد‌ و جامعـه در ديدگاه و انديشه مکتب‌ اسلام » (١٣٨٩/٧/١٨)١ آن‌ را‌ کانون دين دانسته و ضـمن انـگارش آن بـه مثابه نهادي چند ساحتي و با کارويژه هاي گوناگون مي فرمايند: «مسجد فـقـط جــاي اقـامـه چند رکعت نمـاز نيسـت . ملـت ايـران بايـد مسـاجد را مغتـنم‌ بشـمارند و پايگـاه معرفـت و روشن بيني و روشـنگري و اسـتقامت مـلي به حساب آورند» (١٣٧٠/١٢/١٤) .

مقام معظم رهبري در جهت جذب حداکثري و ارتباط تنگاتنگ مسـجد بـا لايـه هــاي مـختلف جامعه و استفاده از‌ تمامي‌ ظرفيت هاي مسجد، بر اين اعتقادند که «مساجد، جايگـاه ارتباط انـسان بـا پروردگـار و ازجمله مراکز تصـميم گيـري هـاي اجتمـاعي و سياسـي جوامـع اسلامي است . بايد با برنامه ريـزي صــحيح و اســتفاده از‌ ابزارهـاي‌ فرهنگـي ، هنـري ، عمـران معنوي مساجد را تقويت کرد و از ظرفيت شوق آوري و شـورآفريني مسـاجد بــراي جــذب قـشــرهاي مختلــف مــردم و تبليــغ مفــاهيم و معــارف اســلامي ، بهــره گيــري کامــل کــرد» . (1384/5/30‌)

٥. سياست‌ گذاري فرهنگي معطوف بـه مـسـجد در قـاموس سياسـت فرهنگـي جمهوري اسلامي

در اين بخش جهت واکاوي بعد سياست گذاري فـرهنگي در زمـينه نـوع نگاه به نهاد مسـجد، در قالب‌ پيوستار‌ چهار‌ مرحله اي سياست فرهنگـي و بـه‌ منزلـه‌ مرحلـه‌ دوم ايـن پيوسـتار، بــه بـررسي اسـناد بالادستي متغيـر جمهـوري اسـلامي (برنامـه هـاي پـنج سـاله توسـعه اقتصـادي ، اجتماعي و فـرهنگي اول تـا پنجم‌ ) پرداخته‌ مي‌ شود.

١-٥. نهاد مسجد و برنامه پنج ساله اول

پس‌ از‌ پايان جنگ تحميلي ، امکان تدوين يک راهبرد بـرنامه مـنـد، جـامع و مـدون در ابعـاد مختلف فراهم شد. بنابراين برنامه اول‌ توسعه‌ اقتصادي‌ ، اجتماعي و فـرهنگي کـشور (١٣٦٨-١٣٧٢) تدوين شد. اين برنامه ، به‌ سبب مسائل و آسـيب هـاي جـنگ و خرابي ها و تبعات ناشي از آن و مشکلات اقتصادي ، بـيشتر نـاظر بـه بازسـازي و نوسـازي‌ و مسـائل‌ اقتصـادي‌ بـوده و توجه به فرهنگ در آن کم رنگ تر اسـت (بـرنامه‌ اول‌ توسعه ، ١٣٦٨). هرچند در واقع ، بخش فـرهنگ اين بـرنامه ، نخستين سـندي اسـت کـه به‌ امر‌ فرهنگ‌ و اتخاذ رويکرد سـياسـتي نـسـبت به آن به شکلي برنامه ريـزي شـده و هدفمنـد پـس از‌ پيـروزي‌ انقـلاب اسـلامي توجـه دارد.

بندهاي فرهنگي اين بـرنامه بـيشتر ناظر به اهداف و سياست‌ گذاري‌ هـاي‌ کـلان ، کلـي و مـبهم اسـت و هـرچند با نگاهي تفسيري مي تـوان اشـاره هـايي ضـمني بـه‌ نهـاد‌ مسـجد در آن سـراغ کرد، هيچ اشاره مستقيم و يا حتي اشاره قـوي ضـمني‌ به‌ نهاد‌ مسجد و جايگاه آن در اهــداف فـرهنگي طـرح شده در اين برنامه وجـود نـدارد. اما در‌ کنـار‌ عـدم تـوجـه شـايسـته و بايسـته بـه جايگاه و اهميت مسجد در اهداف فرهنگي کشور‌ در‌ برنامـه‌ اول توسـعه ، در سـال نخسـت اين برنامه (١٣٦٨) مـقام مـعظم رهبري ، جهت سامان دهي به‌ امــور‌ مـسـاجد‌، آيـت الله مهـدوي کـني را مـأمور تـشکيل مرکزي براي رسيدگي بـه امور‌ مساجد‌ کردند (شايگان ، ١٣٨٩: ١٥).

٢-٥. نهاد مسجد و برنامه پنج ساله دوم

فاصله گيري از دوران جنگ تحميلي‌ و در‌ جريان افـتادن بـازسازي خرابي هاي ناشي از آن از يک سو و مواجهه‌ بـا‌ مـقوله تـهاجم فـرهنگي از سـوي ديگر، مقارن‌ بـا‌ اتـمام‌ دوره نخستين برنامه پنج ساله و تدوين دومين‌ برنامه‌ توسعه فرهنگي کشـور (١٣٧٣-١٣٧٨) شـد. ازجملـه نکـات مورد تأکيد در اين بـرنامه‌ مـي‌ تـوان به ترسيم خط مشي‌ هـاي‌ کلـي و تـأکيـد‌ بــر‌ آمــوزش‌ هــاي اخـلاقي ، مـعنوي ، اعتقادات ، علوم و فنون‌ و پرورش‌ روحيه مسئوليت پـذيري ، صـرفه جـويي ، سازمان دهي و هماهنگي اشاره کرد. اگرچه در‌ الگوها‌ و راهبردها مشابه برنامـه پيشـين بـود، اما‌ تغييرات عمده اي در‌ هدف‌ گذاري هاي کـلان آن به‌ وجود‌ آمد (مهدي پور، ١٣٩٣: ٧) که توجه بيشتر به ساحت فرهنگ نسبت به برنامه‌ اول‌ توسعه در آن مبرهن است‌ .

در‌ اين‌ برنامه بر اهميت‌ نهاد‌ مسجد و کارکردها و ظرفيت هـاي‌ آن‌ در قيـاس بـا برنامـه پيشـين بـيشتر تأکيد شده و در کنار وجود اشارات ضـمني بـه‌ ايـن‌ نهـاد مـذهبي ، بـه صـورت مستقيم موضوع‌ دو‌ بند از‌ تبصره‌ ها‌ و اهداف کلان برنامه دوم‌ توسعه اسـت . درحـالي کـه در برنامه اول هيچ اشاره مـستقيمي بـه نهاد مسجد وجود ندارد‌.

در‌ تبصره ٦٠ برنامه دوم توسعه دولت‌ موظف‌ به‌ فراهم‌ سـازي‌ امکانـاتي جهـت «پربـار‌ کردن‌ اوقات فراغت دانش آموزان و بالندگي نسل جـوان کـشور» شده که بند ل ايـن تبصـره بـــه «تـوســعه و تجهيــز‌ کــانون‌ هــاي‌ فرهنگــي ، هنــري مســاجد» (برنامــه دوم توســعه ، ١٣٧٤‌) اختصاص‌ يافته‌ است‌ . همچنين‌ به‌ «توجه به سازمان دهـي و توسـعه فعاليـت مسـاجد بـه عنـوان پايگاه هـاي رشـد فضائل اخلاقي و ارزش هاي مـعنوي » بـه منزله يکي از خط مشي هـاي اساسـي نيل به‌ «رشد فضائل بـر اسـاس اخـلاق اسـلامي و ارتقـاي کمـي و کيفـي فرهنـگ عمـومي جامعه » (همان ) – از اهداف کلان کيفي برنامه دوم توسعه است – تأکيد شده اسـت . اين بـنـد ناظر به قائل شدن‌ کارکردي‌ ديني ـ معنوي ـ فرهنگي بـراي مسـجد بـوده و مبـين تأکيـد بـر داشتن نگاهي چند ساحتي نسبت به اين نهاد مذهبي از سوي قانون گذار است .

٣-٥. نهاد مسجد و برنامه پنـج سـاله سوم‌

در‌ قـانون برنامـه سـوم توسـعه اقتصـادي ، اجتمـاعي و فرهنگـي ، سـاختار برنامـه ريـزي تغييـر پيداکرده و شکلي متفاوت از برنامه اول و دوم توسعه به خود گـرفته است‌ . اين‌ برنامه مبنـاي

اصلي خود را‌ بر‌ اصلاح نظام مديريتي و نـهادسازي گـذاشـته اســت (بيـات و جانبـاز، ١٣٩٠: ٥٧). در بخش دوم فصل ٢١ اين برنامه ، تحت عنوان «فرهنـگ و هنـر، ارتباطـات جمعـي و تربيت‌ بدني‌ » به ساحت فرهنگ و امـور‌ ‌ ‌مـترتب‌ بـر آن اشـاره مـي شـود. در ايـن برنامـه بـراي نخستين بار در يک ماده کامل (ماده ١٦٣) به نـهاد مـسجد پرداخـتـه شـده کـه در ذيـل فصـل مربوط به فرهنگ قرار‌ دارد‌.

ماده ١٦٣ دستگاه هاي اجرايي مختلف را با توجه بـه اهميت گسترش فضاهاي مذهبي و مساجد ضمن حفظ اصل ساماندهي ، ساخت وساز، احيـا، تـعميـر و تجهيـز مسـاجد از طريـق مـشارکت هـاي مردمي‌ و شوراهاي‌ شهري و روستايي‌ ، موظف به انجام اقداماتي مي کند:

«وزارت مســکن و شهرســازي ، شــهرداري هــا و ســاير ارگــان هــاي مربوطــه موظفنــد طــرح‌ هــاي خــود را بــا محوريــت مســاجد تهيــه و اجــرا نمــوده و در کليــه‌ شــهرک‌ هـــاي‌ جديدالاحداث اراضي مناسبي را براي احداث مسجد و پايگاه هاي مقاومت بسيج پيش بينـي نموده و پس از آماده ‌‌سازي‌ و بدون اخذ هزينه در اختيار متقاضيان اين امر قرار دهند».

«وزارتخانه هاي راه‌ و ترابري‌ و نفت‌ موظفنـد بـه منظـور تـسـهيل دسـترسـي مسـافران بـه اماکن مذهبي ، از محل اعتبارات خود نسبت به‌ احداث ، نگهـداري و مـديريت مسـجد و يـا نمازخانه ، در پايانه هاي مسافري و پمپ بنزين هاي‌ بين شهري اقدام کنند‌».

«وزارت‌ امور اقتصادي و دارايي بايد کليه وجـوه پرداخـتـي توسـط اشـخاص حقيقـي و حقوقي در ارتباط با احداث ، تعمير و تجهيز مسـاجد و سـاير فضـاهاي مـذهبي را بـه عنـوان هزينه قابل قبول منظور کند».«شهرداري ها‌ و سازمان جنگل ها و مراتع کشـور موظفنـد نـسـبت بــه اختصـاص فضـاي مناسب در پارک هاي ملي و عمومي براي ايجاد مسجد يا نمازخانه اقدام کنند».

همچنـين بـر اعـتلاي جايگـاه مسـجد و مدرسـه در فعاليـت‌ هـاي‌ اجتمـاعي ، فرهنگـي محــلات ، روســتاها و شــهرها در جهــت ارتقــاي ايمــان و ارزش هـــاي مـعنــوي و اخـلاقــي و شکوفايي خلاقيت هاي گـروه هــاي مـختلـف جـامعـه ، بـه ويـژه نوجوانـان و جوانـان از طريـق

«حمايت مالي ، قانوني و حقوقي‌ از‌ پژوهش هاي کاربردي و تعريف فعاليت هـاي آموزشـي ، فرهنگي و هنري مشـترک مسـجد و مدرسـه » تـأکيـد مــي شــود و در ايـن صـورت «سـازمان تبليغات اسلامي موظف است در سال اول بـرنامه طـرحي را‌ جهت‌ ساماندهي نحوه اختصاص و مصرف منابع اعتباري دولت در زمينه احيا و بازسازي مساجد، کمک به مراکز تحقيقـاتي حوزه هاي علميه ، فـعاليت هـاي مـربوط به تبليغات ديني و با هـدف تقويـت و متناسـب‌ کـردن‌ مشارکت‌ هـاي مردمي در تـأمين منـابع‌ ايـن‌ فعاليـت‌ هـا، تـدوين کـرده تـا پـس از بررسـي و تصويب ، مبناي پيش بيني و مصرف منابع دولتي در اين امور قـرار گـيرد». هـمچنين بـر‌ اسـاس‌ تبصـره‌ ايـن مـاده ، «دولـت موظـف اسـت در منـاطق روسـتايي‌ در‌ صـورت پنجـاه درصــد خـودياري مردم براي احداث مسجد پنجاه درصد بـاقي مانـده را تـأمين نمايـد» (برنامـه سـوم توسعه ، ١٣٧٩‌).

هرچند‌ اختصاص‌ يک مـاده از فـصل ٢١ بـرنامه سوم توسعه (فرهنـگ و هنـر‌، ارتباطـات جمعي و تربيت بدني ) نشان دهنده سير تـکاملي اهـميت يابـي نهـاد مسـجد در قـاموس سياسـت فرهنگي جمهوري اسلامي‌ است‌ و از‌ اين منظر، نقطه عطفي در اين زمينه به شــمار مــي رود‌، امـا‌ از منظري ديگر، بايد به اين مسئله توجه داشت که اختصاص يک ماده مجزا و مستقل از‌ برنامه‌ سـياستي‌ کـلان کشور به نهـاد مسـجد بـه مثابـه يکـي از مهـم تـرين عناصـر‌ در‌ پيـروزي‌ انقلاب و مرکز سـتاد اسـلام ، بـه زعم امـام خمينـي (ره ) و اصـلي تـرين پايگـاه ديـن ، معنويـت‌ و اخلاق‌ به‌ زعم مقام معظم رهبري و نـماد کـالبدي اسلام و به عبارتي ، مهم تـرين سـمبل مـادي فرهنگ‌ اسلامي‌ پس از گذشت بيش از دو دهه از حـيات انـقلاب اسـلامي بسيار قابل‌ اعتنـا‌ و تأمل‌ بوده و نشان دهنـده کـم تـوجهي و سـهل انگـاري نسـبت بـه ايـن نهـاد چـنـد ســاحتي و پرظرفيت‌ اسلامي‌ و انقلابي است .

از سوي ديگر، تأملي در اين ماده نيز ما را به‌ اينـ‌ نـکتـه‌ رهـنمـون مـي سـازد کـه قريـب به اتفاق بنـدهاي آن نـاظر بـه اشـاعه کمـي و ابعـاد کالبـدي‌ نهـاد‌ مـسـجد (احــداث ، تـعميـر، نگهداري و مديريت ) بوده و توجه چنداني به اسـتفاده از ظرفيـت‌ هـاي‌ حـداکثري‌ ، ارتقـاي ضـريب نـفوذ، تأثيرگذاري در تعالي و سالم سازي ابعـاد مختلـف فرهنگـي ، توجـه بـه وجـوه کارکردي‌ گوناگون‌ ، بهره‌ گيري از ظرفيت هـاي فـرهنگي و… اين نهاد مذهبي نمي شود. تنهـا بند‌ اين‌ ماده که به طور مـستقيم چـندان بـه اشـاعه کمـي و بعـد کالبـدي نهـاد مـسـجد ارتـبـاط نـداشته و به‌ عبارتي‌ ، به ظرفيت هاي فرهنگي آن مـي پردازد، بـند «و» است کـه نـاظر بـه‌ رابطـه‌ تنگاتنگ مسجد و مدرسه است .

٤-٥. نهاد مسجد و برنامه‌ پنـج‌ سـاله‌ چهارم

برنامه چهارم توسعه اقـتصادي ، اجـتماعي و فرهنگي‌ جـمهـوري‌ اســلامي ايـران ســال (١٣٨٤- ١٣٨٨)، گذشته از تمامي تفاوت ها و شباهت هـايش بــا‌ سـه‌ برنامـه اول ، دوم و سـوم توسـعه‌ ، وجه‌ مميزه خاصي‌ با‌ برنامه‌ هاي پيشين دارد. اين بـرنامه تـقريبا‌ مقارن‌ با ابلاغ سند چشـم انــداز بيست ساله تدوين شـده و در واقـع ، اولين‌ گام‌ از چهار مرحله اي مـحسوب مـي‌ شود که جامعـه ايران‌ اسلامي‌ را در سال ١٤٠٤ به‌ آرمان‌ ها و اهـداف تعيـين شـده در ســند چـشـم انـداز نائـل مي سازد. شـعار اصـلي‌ بـرنامه‌ چهارم توسعه ، رشـد پايدار اقـتصاد‌ دانايي‌ محور‌ و شاخص اصــلي آنـ‌ ، محوريت‌ يابي گرايش به سمت‌ برنامه‌ ريزي از پايين است (نوبخت ، ١٣٩٠: ٣٠٤).

از اين دوره مدل سياست گذاري عمومي‌ در‌ ايران دچار تـحول مـي شود و قـانون‌ برنامـه‌ توسعه داراي‌ اسناد‌ بـالادستي‌ (سـند چشم انـداز و سـياست‌ هـاي کلـي ابلاغـي رهبـري ) و اســناد پايين دستي (توسعه بخش ، فرابخش ، تلفيقي و استاني ) شد. سياست گذاري‌ و برنامـه‌ ريـزي در حوزه فرهنگ و هنر هم‌ مـطمئنا‌ مـتأثر‌ از‌ اين‌ تغيير و تحـول ، فراينـدي‌ متفـاوت‌ از گـذشـته را شـاهد اسـت (بـيات و ديان ، ١٣٩٠: ٦٥).

فـصل نهم برنامه چـهارم تـوسعه ، نخستين گام‌ برنامه‌ ريزي‌ براي تحقق فرهنگ سـازنده و تقويت کننده پرورش‌ انسان‌ مطلوب‌ يا‌ شهروندان‌ و جامعه‌ ترسـيم شــده در ســند چـشـم انـداز است (اميري ، ١٣٨٨: ٥٢). در اين ميان ، مـاده ١٠٦ فصـل نـهـم (تـوسـعه فـرهنگـي ) در بـخـش چـهارم بـرنامه (صيانت از هويت و فرهنگ‌ اسلامي ـ ايراني ) دولت را مکلف کرده است که به منظور «تعميق ارزش ها، باورها، فرهنـگ معنويـت و نيـز حفـظ هويـت اسـلامي ــ ايرانـي ، اعتلاي معرفت ديني و توسعه فرهنگ قـرآني »؛ اقداماتي را‌ انجام‌ دهد که بند «ه » «تهيه طـرح جامع گسترش فضاهاي مذهبي و مساجد توسط سـازمان هـاي تبليغـات اسـلامي و اوقـاف وامور خيريه با همکاري سازمان ميراث فرهنگي تا پايـان سـال اول برنامـه چهـارم‌ » و بـنـد‌ «ز»«تـقويت سهم کتاب خواني در حـوزه ديـن در کشـور، خصوصـا منـاطق محـروم و طراحـي کتابخانـه حـوزه ديـن در مسـاجد و سـاير امـاکن مـذهبي »؛ ايـن اقـدامات‌ بـه‌ نهـاد مسـجد اختصاص يافته است‌ (برنامه‌ چهارم توسعه ، ١٣٨٤).

بنابراين ، برخلاف سير صـعودي تـوجه به مسجد در سه برنامه پيشـين و اختصـاص يـک ماده از برنامه سوم توسعه به نهاد مسجد‌، برنامه‌ چهارم در اين زمينه‌ سير‌ نزولي داشـته و تنهـا قانون گذار، دو بـند از يک مـاده (١٠٦) را به نهاد مسجد اختصاص داده اسـت .

٥-٥. نـهاد مسجد و برنامه پنج ساله پنجم

قانون برنامه پنج سـاله پـنجم توسـعه‌ جمهـوري‌ ايـران (١٣٩٤-١٣٩٠) نيـز در تـاريخ ١٥ دي ١٣٨٩ به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است . اين قانون به عـنوان دومـين گام در راه تحقق اهداف سـند چـشم انداز بيست‌ ساله‌ کشور محسوب‌ مي شود که مهم ترين اقتضائات آن عبارتنــد از: ١. محــور بــودن فرهنــگ نــاب اســلامي ـ ايرانــي و تغييرناپــذيري اصــول‌ و سياست هاي حاکم بر آن ، ٢.گام نهادن به دهه چهارم انـقلاب‌ اسـلامي‌ و ضـرورت‌ توجـه بـه ويژگي و اقتضائات ايـن دوره ، ٣. رهنمودهـاي رهبـر معظـم انقـلاب اسـلامي در خصـوص ضرورت تهيه پيوست فرهنگي ‌‌براي‌ تمام طرح ها و برنامه هاي اقتصادي ، اجتمـاعي ، سياسـي و…، ٤. انتظارات و ضرورت هاي برآمده از‌ ابعـاد‌ مـهندسـي‌ فـرهنـگ کشـور و… (کــارگروه تخصصي فرهنگ و هنر برنامه پنجم ، ١٣٨٨: ١١).

در اين قانون ، به منظور‌ توسعه فضـاهاي مـذهبي فرهنگـي و بهـره گيـري بهينـه از بقـاع مـتبرکه ، گلزار شهدا و اماکن‌ مذهبي و تثبيت جايگـاه مسـجد‌ بـه‌ عنـوان اصـلي تــرين پايگــاه عـبادي و تربيتي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي اقدامات زير انجام بايد انجام شود:

١. وزارت مسکن و شهرسازي ، بنياد مسکن انقلاب اسلامي و شهرداري هـا ‌ ‌مـوظفنـد در شهرک ها و شهرهاي تازه تأسـيس‌ ، اراضـي مناسـبي را بـراي احـداث مسـجد و خانـه عـالم پيش بـيني و پس از آمـاده سـازي ، در اختيار متقاضيان احداث مسـاجد قـرار دهنـد، ٢. مالکـان اماکن تازه تأسيس موظفند نمازخانه مناسبي را در اماکن‌ مـذکور‌ احداث کننـد، ٣. سـازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور و شهرداري ها موظفند نسبت بـه احـداث يـا اختصـاص فضاي کـافي و مـناسب براي مسجد يا نمازخانه در پـارک هـاي ملـي و بوسـتان هـاي شـهري‌

اقدام‌ نمايند، ٤.کليه دستگاه هـاي اجرايـي ــ آموزشـي ، بيمارسـتان هـا و… اعـم از دولتـي يـا غيردولتي ، موظفند نسبت به احداث يا اختصاص و نگهداري فضاي کـافي و مناسـب بـراي مـسجد يا نمازخانه اقدام‌ کننـد‌، ٥. وزارتخانـه هـاي راه و ترابـري و نفـت موظفنـد نسـبت بـه احداث ، نگهداري و مديريت مسجد و نمازخانه در پايانه هاي مسافري و جايگاه هاي عرضـه سوخت بين شـهري از طريـق بخـش غيردولتـي اقـدام نماينـد‌، ٦. وزارت‌ فـرهنـگ‌ و ارشــاد اسلامي مکلف است به‌ منظور‌ ارتقاي‌ کارکرد فرهنگي و هنـري مسـاجد، برقـراري عـدالت فرهنگي و ترويج فرهنگ اسلامي و جذب جوانان و نوجوانان به مسـاجد، تـا پايـان برنامـه ، حداقل يک چهارم‌ مساجد‌ شهري‌ و روستاهاي بالاي هـزار نـفر جمعيت ، برخوردار از کـانون‌ فرهنگي‌ و هنري باشند (برنامه پنجم توسعه ، ١٣٨٩).

همچنين در ماده ٩ اين برنامه به دولت اجازه داده مي شود جهت افزايش‌ سرانه‌ استفاده‌ از فضاهاي فرهنگي ، هنري و ورزشـي و ايجـاد زيرسـاخت هـاي لازم بـراي‌ تـوسـعه فـعاليـت فرهنگي و هنري اقداماتي را انجام دهد که بند الف اين ماده ناظر به «تـأمين حـداکثر پنجـاه‌ درصد‌ هزينه‌ تکميل مراکز فرهنگي ، هنري ، ديني و قرآني داراي پيشرفت فيزيکـي حـداقل پنجاه‌ درصد‌ بخش غيردولتي و هـمچنين احـداث امـاکن ورزشي همجوار و متعلق به مـسـاجد و کـانون هـاي فرهنگي ورزشي جوانان بسيج‌ است‌ » (همان‌ ).

نگاهي به ماده ٦ و بند الف ماده ٩ برنامه پنجم توسعه ، گـواه بـر وجـود‌ هماننـدي‌ هـاي‌ فراواني مـيان اين بـرنامه و بـرنامـه سـوم در زمينـه پـرداختن بـه نهـاد مسـجد اسـت . در‌ واقــع‌ ، بـسياري‌ از بندهاي ماده ٦ اين برنامه ، تکرار بندهاي ماده ١٦٣ برنامه سوم است و تنها بند‌ «و» که‌ ناظر به «تجهيز يک چهارم مساجد شهرها و روســتاهاي بــالاي هــزار نفـر بـه کـانون‌ هـاي‌ فرهنگي‌ ـ هنري تا پايان برنامه پنجم اسـت » در برنامه سوم وجود نداشته و مابقي بندها تقريبا‌ شبيه‌ برنامه سوم هستند و حتي بند الف ماده ٩ اين برنامه نيز به عـنوان تـبصـره‌ ذيـل‌ مــاده‌ ١٦٣ موجود است . بنابراين ، نوع نگاه اين برنامه نيز همانند برنامه سـوم بــه نـهـاد مسـجد‌ بيشـتر‌ بـه اشاعه کمي و وجه کالبدي اختصاص يافته است تا ابعاد فرهنگي آن‌ .

٦. جمع‌ بـندي‌ و نـتيجه گـيري

در اين پژوهش سعي شد نوع نگاه به نهـاد مسـجد در قـاموس سياسـت‌ فرهنگـي‌ جـمهـوري‌ اسـلامي ايران مـبتني بر پيوستار چهار مرحله اي سياست فرهنگي با زاويه‌ ديد‌ کلان و نظري و بدون توجه به بـعد عـملياتي و اجـرايي اين سياست ها ـ که خود نيازمند پژوهشـي مجزاسـت‌ ـ

بررسي‌ شود. بنابراين اسناد بالادستي ثابت (قـانون اسـاسي ، سند چشم انداز و اصـول سياسـت‌ فرهنگي‌ جمهوري اسلامي ايران ) و نظام انديشگاني امام خميني‌ (رهـ‌ ) و مـقام‌ مـعظم رهبـري در زمينه اين نهاد مذهبي‌ ، به‌ مثابه بعد نظريه پردازي فرهنگي و اسناد بالادستي متغير (برنامه هــاي پنـج ساله توسعه‌ اقتصادي‌ ، اجتماعي و فرهنگي ) به مثابه بعد‌ سياست‌ گذاري فرهنگي‌ واکـاوي‌ شـده‌ تـا رويکـرد سياست فرهنگي جمهوري اسلامي‌ به‌ نهاد مسجد تبيين شود.

با مداقه در داده هاي استخراجي از اسناد‌ و بـا‌ اتـکا به انديشه امام خميني (ره‌ ) و مقام معظم رهبري مي‌ توان‌ گزاره هـايي چـون «تـأکيد بر‌ به‌ کـارگيري و عمـق بخشـي و گسـترش وجـوه کارکردي نهاد مسجد در امور مختلف »، «بسترسازي جهـت‌ اســتفاده‌ از ظـرفيـت حــداکثري مسجد»، «بازيابي‌ ظرفيت‌ هاي‌ نهفته و مغفول مانده‌ مسجد‌ مبتني بر الگوي نـهادي‌ ـ ســاختاري‌ مساجد در صدر اسلام »، «توجه به زمينه مندي و متني بودن نهاد مسـجد در قـاموس‌ فرهنـگ‌ اسلامي ـ ايراني »، «نـگاه بـه نهاد مسجد‌ به‌ مثابه يک‌ سـنگر‌ و پايگـاهي‌ مقـاوم جهـت حفـظ و مانايي‌ کـيان اسـلام و انقلاب »، «همبسته انگاري ، پايداري و اشاعه انقلاب اسلامي بـا پايـداري و بـالندگي نـهاد مسجد»، «انگارش‌ مسجد‌ به مثابه نهادي چـند سـاحتي با‌ تأثيرگذاري‌ عميق‌ در‌ لايه‌ ها و شئونات گوناگون‌ جامعه‌ »، «تلازم يابي ترويج و تعالي فـرهنگ اسـلامي و انسـاني بـا حفظ و مـداومت شــکوفايي نـهـاد مسـجد»، «احـصـاء شـاخصـه هــاي‌ مسـجد‌ تـراز‌ اسـلامي »، «هم نواسازي نـهاد مـسجد و کارکردهاي آن‌ با‌ خصائص‌ و پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ روز جامعه در عين پايبندي و ابتنا بــه مـسـجد تـراز اسـلامي »، «اتخـاذ رويکـردي ايجـابي ــ تـأکيـدي بـه نقش آفريني مـسجد در ابـعاد فرهنگـي مختلـف » را اسـاس و بنيـان پـي‌ بـنـدي دســتگاه نظـري قلمداد نمود که به مثابه بعد نظريه پردازي فرهنگي (مرحله اول از پيوسـتار چهـار مـرحلـه اي ) سـياست هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در نـوع نـگاه بـه نهاد‌ مسجد‌ تـلقي مـي شـود و در واقع ، مبناي سـياست گـذاري فرهنگي درزمينه نوع نگاه به اين نهاد مذهبي است .

يکي از مهم ترين نکاتي که در اين زمـينه بـايد به آن‌ توجه‌ داشت ، کمبـود گــزاره هــاي نظري در زمـينه نـوع نـگاه به مسجد در قاموس سـياست فرهنگي جمهوري اسـلامي اسـت . در واقع ، کم توجهي به‌ نهاد‌ مسجد و ظرفيت و کارکردهاي آن در‌ ابعاد‌ مختلـف و بــه ويـژه در بـعد فرهنگي در اسناد ثابت بالادستي و راهبردي کـه بـه مـنزله بـعد نـظريـه پـردازي فرهنگـي در پيوستار سـياست فـرهنگي محسوب مي‌ شوند‌ تا حدي فراوان است‌ . ازاين‌ رو، طبعا درصدي از مشکلات موجود در بعد سياست گذاري فـرهنگي در زمـينه اهـميـت يـابي نگـاه بـه مسـجد را مي توان بـا تـأثيرپذيري از کـمبود گـزاره هـاي نـظري در اين‌ مورد‌ مربوط دانسته و تبيـين کـرد.

همان طور که مشخص شد، اصول و بندهاي بسيار کمـي از قـانون اساسـي ، اصـول سياسـت فرهنگي و سند چشم انداز بيست ساله به صـورت مستقيم و يا حتـي ضـمني‌ بـه‌ نهـاد مسـجد‌ و امور مترتب بر آن اشاره کرده اند که با توجه بـه جايگـاه بنيـاني مسـجد در قـاموس اسـلام‌ و پيروزي انقلاب اسلامي و همچنين ظرفيت بالاي آن جهت نقش آفريني هــاي‌ چـنـد‌ سـاحتي‌ بعد از پيروزي انقلاب ، چنين توجهي به اين نهاد مذهبي راهبردي شايسته و بايسته نيست .

عدم اشاره مستقيم ‌‌به‌ نهاد مسجد در برنامه اول توسعه ، وجود تنهـا دو بنـد معطـوف بـه نهاد‌ مسجد‌ از‌ يک ماده در بـرنامه دوم ، اخـتصاص يابي يک مـاده از برنامـه سـوم ، وجـود دو بند‌ درباره نهاد مسجد در ماده ١٠٦ برنامه چهارم و اختصاص يافتن يک ماده کامـل‌ ٦ و نيـز يک بند از‌ ماده‌ ٩ به نهاد مسجد در بـرنامه پنـجم توسعه ، نمايانگر ضـعف خـط مـشـي گــذاري کلان در قالب پنج قانون برنامه توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي کشور نسـبت بـه نهـاد مسجد و استفاده از ظرفيت حداکثري‌ آن به ويژه در بخش فرهنگي است .

در واقع ، در برنامه سـوم و پنـجم نيز که بيشترين تـوجه بـه نهاد مسجد معطوف شده ، تنهـا يک ماده به اين نهاد مهم و حياتي در‌ جامعه‌ اسلامي اختصاص يافته است . فراتـر آنکـه ايـن دو ماده (١٠٦ برنامه سوم و ٦ برنامه پنجم ) بيشتر معطوف بـه اشـاعه کمـي و وجـه کالبـدي مـسجد بـوده و در آنها چندان بعد فرهنگي ـ علـي رغـم‌ آنکـه‌ ايـن مـواد در بخـش فرهنگـي برنامه هاي فـوق الـذکر قـرار دارندــ مـدنظر قـرار نگرفتـه اسـت . بنـابراين ، در کنـار کمبـود گزاره هاي نظري و در طول آن با کم تـوجهي در‌ سـياست‌ گذاري کـلان در زمينه نهاد مسـجد و به ويژه ، وجه فرهنگي آن در قانون هاي پنج ساله کشور مواجه هستيم . به عبارتي ، علي رغــم ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي ، هيچ گاه‌ سياست‌ گـذاران‌ در برنامـه هـاي تـوسـعه کـشـور‌ بــه‌ فرهنگ‌ ، توجهي جدي نکرده و علي رغم تمام شـعارها، مسـئله فرهنـگ هـيچ گـاه در ذهـن مجريان به دغدغه اصـلي ‌ ‌کـشور تبديل نشده اسـت‌ . در‌ برنامـه‌ هـاي توسـعه کـه عمـلا برنامـه اجرايي کشور در‌ طي‌ بـيش از دو دهــه گـذشـته بـوده انـد، فرهنـگ همـواره در درجـه آخـر اهميت پس از اقتصاد و سياست و… بوده (شريف‌ زاده‌ و ديگران‌ ، ١٣٩٢: ٦٨) که مـسجد نيز از اين بي توجهي بي‌ نصيب نمانده است .

از سوي ديگر، گذشته از وجود «گـزاره هــاي نظـري محـدود» در بعـد نـظريـه پـردازي فـرهنگي‌ و نيز‌ «گزاره‌ هاي سياستي محدود» در بعد سياست گـذاري فرهنگـي در زمينـه نـوع‌ نگاه‌ به مسجد در قاموس سياست فرهنگي جمهوري اسلامي ـ که هر دو آسيبي مهم در اين زمينه‌ به‌ شمار‌ مي روند ـ عدم حاکميت يابـي گزاره هاي نظـري بـر گـزاره هـاي سياسـتي‌ و بـه‌ عبارتي‌ ، عدم استخراج رويکردهاي سياسـتي از گـزاره هـاي نظـري در زمينـه نـوع نگـاه بـه مسجد‌ که‌ در‌ اسناد بالادستي و نظام انديشگاني امام (ره ) و رهبري وجود دارد؛ يکي ديگــر از مـشکلات و مسائل‌ مهم‌ در اين حيطه است .

چنانکه قريب به اتفاق گزاره هاي نظـري معطـوف بـه‌ نـوع‌ نگـاه‌ بـه مسـجد در قـاموس سياست فرهنگي جمهوري اسلامي ايران ناظر بـه ابعـاد فرهنگـي ـ اجتمـاعي‌ ـ معنـوي‌ نهـاد مـسجد بـوده ، درحالي که گزاره هاي سياستي موجود در پنج برنامه توسـعه‌ در‌ زمينـه‌ مسـجد، بيشتر به اشاعه کمي و وجه کالبدي (احداث ، تعمير و نگهداري ) آن توجـه دارنـد. هرچنـد «احداث‌ ، تعمير‌ و نگهداري » مسجد بسيار مـهم اسـت ، اما عدم توجه به ديگر ابعـاد ايـن‌ نهـاد‌ مذهبي‌ به ويژه در بعد فرهنگي ـ اجتماعي در گزاره هاي سياستي کلان موجـود، مبـين عـدم استفاده‌ از‌ ظرفيت‌ هاي حداکثري اين نهاد مذهبي در زمينه هاي مـختلف اجـتماعي و فـرهنگي است‌ که‌ البته علي رغـم بـرداشته شـدن گام هاي بسيار مهم در اين زمينه ، در بطن و متن حيـات‌ اجتماعي‌ ـ فرهنگي جامعه ايران کاملا مبرهن است . همچنين ، عدم جامعيت در رويکردهاي سياستي‌ اتخاذ‌ شـده و عـدم اسـتمرار آنها در برنامه هاي‌ بعدي‌ ، علي‌ رغم زمان بـر بـودن سياسـت اتخاذ شده‌ ، از‌ ديگر آسيب ها و مشکلاتي است که در زمينه نوع نگاه به مسـجد در‌ قـاموس‌ سياست فرهنگي ايران مبتني بـر‌ دادهـ‌ هـاي اين‌ پژوهش‌ وجود‌ دارد.

از سوي ديگر، مجموعه نارسـايي‌ هـا‌ و آسـيب هــاي موجـود در بعـد نظريـه پـردازي و سياست گذاري فرهنگي در نوع‌ نگاه‌ به مسـجد ـ کـه در بـالا بـه‌ آن اشـاره شـد ـ مبتنـي‌ بـر‌ سـياست هـاي فـرهنگي جمهوري اسلامي‌ مي‌ تواند در مراحل ديگر پيوسـتار چهـار مرحلـه اي سياست فـرهنگي (بـرنامه ريزي فرهنگي‌ و مـديريت‌ فرهنگـي ) نيـز بـازنمود يابـد و موجبـات‌ ضعف‌ در‌ برنامه ريزي و عملياتي‌ سازي‌ سياست ها و کمي و عينـي‌ کــردن‌ آنـهـا، بــه ويـژه در سطوح خرد در مرحله برنامه ريزي فرهنگـي و ضـعف در اجـرا‌ و راه‌ يـابي سـلايق در نحـوه اجـراي بـرنامه‌ هـا‌ به سبب‌ ضعف‌ موجود‌ در تدوين آنها را‌ در مرحله مديريت فرهنگي فـراهم سازد.

مي توان اسـتنتاج کـرد کـه بي مهري به مسجد‌ در‌ دو دهه اخير، از يک سو‌ و ناکارآمدي‌ اين‌ نهاد‌ در‌ حل برخي مسائل‌ فـرهنگي‌ و اجـتماعي ـ که طبعا بـا ورود کارآمـد و فعـال نهـاد

مسجد به اين عرصه ها با سهولت بـيشتري‌ قـابل‌ حـل‌ بود ـ از سوي ديگـر، مبتنـي بـر مجموعـه‌ آسيب‌ ها‌ و نارسايي‌ هاي‌ موجود‌ در قاموس سياست فـرهنگي جـمهوري اسلامي در زمينه نوع نگاه به مسجد قابل تبيين است . ازاين رو، تنظيم يک الگوي سياستي جـامع و يـا بــه عـبـارتي ، سند راهبردي‌ جامع مسجد با ضمانت اجرايي قوي و در بالاترين سطح حکومتي از يک سو و ايجـاد نهـادي در چــارچوب هــدايت و نظـارت دولـت و بـا اسـتفاده از پتانسـيل مـردم و سازمان هاي غيردولتي در زمينه‌ پيگيري‌ ، ساماندهي ، هـماهنگ سـازي و… نـهاد مسـجد کـه بـا رويکردي جامع و در تمامي ابعاد به اين نهاد مذهبي بپردازد، مي تواند در برون رفــت از ايـن آسـيب هـا و نارسايي ها و مبدل‌ سازي‌ نهاد مسجد به نهادي پويا، کارآمد، کانوني و تأثيرگذار و بـا بـهره گيري از ظرفيت حداکثري آن در ابعـاد مختلـف در بطـن و مـتن حيـات اجتمـاعي‌ مؤثر‌ باشد.

فهرست منابع

الف ) منابع‌ فارسي‌

١. اجـلالي ، پرويز (١٣٧٦). طـرح گزارش فرهنگي کشور، گزارش اول مباني نظري ، تهـران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مرکز آمـار و بـرنامه ريزي پژوهش هاي فرهنگي و هنري‌ .

٢. آزاد‌ ارمکي ، تقي ، نـوح مـنوري‌ (١٣٨٩‌). «ارائه مـدلي براي تحليل محتواي سياست هاي فرهنگي »، فـصلنامه انـجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات ، سال ششم ، شماره ٢٠: ٧٥-٤٧.

٣. آزاد ارمکي ، تقي ، نوح منوري (١٣٩١). «تحليل مـحتواي سـياست هـاي‌ فرهنگـي‌ ايـران ، براسـاس قانون اسـاسي ، سـند سياست هـاي فـرهنگي و بـرنامه پنجم توسـعه »، فصـلنامه راهبـرد اجتمـاعي و فـرهنگي ، سـال اول ، شماره سوم ، تابستان : ٣٧-٧.

٤. اکبري ، محمدعلي (١٣٨١). «تجربياتي از برنامه ريزي فرهنگي در‌ ايـران‌ ١٣٥٧-١٣٢٠‌»، فصـلنامه شوراي فـرهنگ عـمومي ، شماره ٣٣.

٥. امام خميني (ره )، روح الله (١٣٧١). صحيفه نور، تـهران : نشر آثار‌ امام خـميني .

(ره )

٦. امـيري ، مجتبي (١٣٨٨). «جايگاه فرهنگ در اسناد و بـرنامه‌ هـاي‌ توسعه‌ (بـه ويـژه سـند چشـم انـداز بيست ساله نظام جمهوري اسلامي )»، سوره انديشه ، شـماره ٤٣: ٥٣-٥٠.

٧. بـيات‌ ، ‌‌مجيد‌، ديان جانباز (١٣٩٠). آسـيب شناسـي مـبـاني و فـراينـد سـياسـت گـذاري فرهنگـي در جـمهوري اسـلامي‌ ايران‌ ، تهران‌ : نشر قـومس .

٨. تـوکلي ، مهران (١٣٨٧). «جهاني شدن و سياست هاي فرهنگي جهان سوم »:

http://www.rasekhoon‌.net/article/show/126315.

٩. جوان آراسته ، حسين (١٣٨٦). «کارکرد مسجد در حـکومت نـبـوي‌ »، حکومـت اسـلامي ، شـماره

.138‌-152‌ :43

١٠. حاج علي اکـبري ، مـحمدجواد (١٣٩٢). «قانون اسـاسي در حـوزه مـساجد کم مـاده اسـت / مـجلـس

قانون جامعي درباره مساجد مصوب کند»، خبرگزاري تسنيم :

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/122353‌.

١١. سازمان برنامه وبودجه (١٣٦٨). قانون برنامه اول توسعه اقـتصادي ، اجـتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (١٣٧٤-١٣٧٠)، تهران : سازمان بـرنامه وبـودجه .

١٢. ســـازمان بـرنامــه وبـودجــه (١٣٧٤). قــانون برنامــه دوم تـوســعه اقـتصــادي‌ ، اجتمــاعي‌ و فرهنگــي جمهوري اسلامي ايران (١٣٧٤-١٣٧٨)، تهران : سازمان برنامه وبودجه .

١٣. سـازمان برنامــه وبودجـه (١٣٧٩). قــانون برنامـه ســوم توسـعه اقـتصــادي ، اجـتمـاعي و فـرهنگــي جمهوري اسلامي ايران (١٣٧٩-١٣٨٣)، تهران : سازمان برنامه‌ وبودجه‌ .

١٤. سـازمان بـرنامه وبـودجه (١٣٨٤). قـانون بـرنامه اول تـوسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (١٣٨٤-١٣٨٨)، تهران : سازمان برنامه وبودجه .

١٥. سـازمان برنامـه وبودجـه (١٣٨٩). قـانون برنامـه پـنجم‌ توسـعه‌ اقتصـادي ، اجتمـاعي و فرهنگـي جمهوري اسلامي ايران (١٣٩٠-١٣٩٤)، تهران : سازمان برنامه وبودجه .

١٦. ساسان ، جـعفر (١٣٨٦). «نقش مسـاجد در پيـروزي انقـلاب اسـلامي »، مجموعـه سـخنراني هـا و

مقالات برگزيده پنجمين همايش‌ بين‌ المللي‌ هفته جهاني گراميداشـت مسـاجد (فـروغ‌ مسـجد‌

٦)، قم‌ : انتشارات ثقلين .

١٧. سند چشم انداز بيست ساله افق ١٤٠٤ (١٣٨٢).

١٨. شايگان ، فـريبا (١٣٨٩). تـبيين جامعه شناختي مشارکت مردم در‌ مساجد‌، تهران‌ : جامعه شناسان .

١٩. شريف زاده ، فتاح ، سيدمهدي الواني‌ ، بهروز‌ رضايي منش ، مجيد مختاريـان پـور (١٣٩٢). «موانـع اجراي سياست هاي فرهنگي کشور طي برنامه هـاي اول تـا چهـارم تـوسـعه‌ : بـررسـي‌ تجربيـات‌ مديران »، انديشه راهبردي مديريت ، شماره ١٣: ٧٨-٣٣.

٢٠. شريفي‌ ، سيدعليرضا، عبدالرضا فاضلي (١٣٩١). «واکاوي سياست گذاري فرهنگي در جمهوري اسلامي (آسيب ها و راهبردها)»، مجلس و راهبرد، شماره ٦٩‌: ٩٠‌-٥٥‌.

٢١. شـکيبانيا، مـهدي (١٣٨٥). نگرشـي بـه ابعـاد برنامـه ريـزي مـهندسـي فـرهنگـي‌ ، تهـران‌ : دبيرخانـه شوراي عالي انقلاب فرهنگي .

٢٢. شوراي عـالي انقـلاب فرهنگـي (١٣٧١). اصـول سياسـت فرهنگـي جمهـوري اسـلامي‌ ايـران‌ ، مصوب‌ جلسه شماره ٢٨٨ شوراي عالي انقلاب فرهنگي مـورخ ٧١/٥/٢٠.

٢٣. صـادقي‌ ، سهيلا‌، پويا‌ دريس (١٣٩٣). نقـش نهـاد مـسـجد در الگــوي اسـلامي ايرانـي پيشـرفت ، تهران : الگوي اسلامي ايراني‌ پيشرفت‌ .

٢٤‌. صالحي اميري ، سيدرضا (١٣٨٧). مباني سياست گذاري و برنامه ريـزي فرهنگـي ، تهـران : مرکـز تحقيقات مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت نظام .

٢٥. صالحي اميري ، سيدرضا و جمعي از نويسندگان (١٣٨٩). «مـديريت و بـرنامـه ريـزي‌ فـرهنگـي‌ »، تهران‌ : مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام .

٢٦. صديق سروستاني ، رحمت الله و قاسم زائري‌ (١٣٨٩‌). «بررسي گفتمان هاي فرهنگي پسا انقلابـي و روندهاي چهارگانه مؤثر بر سياست فرهنگي در‌ جمهـوري‌ اسـلامي‌ »، پژوهشـنامه (سياسـت فرهنگي )، مـرکز تـحقيقات استراتژيک ، شـماره ٥٤: ٣٨-٩.

٢٧. عباسي ، ابراهيم الف (١٣٨٧). «نقش‌ مسجد‌ در فرهنگ و هويت محله اي »، فروغ مسـجد، جلـد

٥، قم : مؤسسه فرهنگي ثقلين‌ .

٢٨‌. عباسي‌ ، رسول ب (١٣٨٧). «تـدوين الگوي مديريت اثربخش نهادهـاي دينـي ؛ مطالعـه مـوردي مسجد»، فصلنامه مجموعه ســخنراني مــديريت‌ اســلامي‌ ، هيئـت‌ مروجـان رهبـري و مـديريت اسلامي ، شماره دوم .

٢٩. عبدالملکي ، حسين (١٣٩٢). «رهيافتي به‌ چالش‌ هاي موجود در پيوستار سياسـت هـاي فـرهنگـي ‌ ‌در ايران : از نـظريه پردازي تا اجرا»، مجموعه خلاصـه‌ مقـالات‌ دومـين همـايش کنکـاش هـاي مفهومي و نظري درباره جـامعه ايران ، تـهران : انـجمن جامعه‌ شناسي‌ ايران .

٣٠. عسگري ، علي (١٣٨٨). درآمدي بر‌ کارنامه‌ فرهنگي‌ انقـلاب اسـلامي ، تهـران : کـانون انديشـه جوان .

٣١‌. فـاضلي‌ ، نعمت الله (١٣٨٧). «مسجد و مدرنيته : مروري تحليلي و جامعه شناختي بـه گفتمـان هـاي مسجد‌ در‌ ايران »، پژوهشنامه عـلوم انساني و اجتماعي‌ «ويژه‌ نـامه پژوهـش‌ هاي‌ اجتماعي‌ »، شماره

.99-132 :1

٣٢. فرميهني فراهاني‌ ، محسن‌ (١٣٨٧). «بررسي راهکارهاي تحقـق اهـداف سـند چشـم انـداز ايـران

١٤٠٤ در زمينـه‌ فرهنـگ‌ ايثـار و شـهادت »، اصـفهان : همـايش ملـي تـرويج‌ فرهنـگ ايثـار و شهادت .

٣٣‌. قانون‌ اساسي جمهوري اسلامي ايران (با‌ رعايت‌ اصـلاحات ١٣٦٨).

٣٤. قرباني ، علي حسين (١٣٨٣). بررسي اصول و مباني مديريت فرهنگي ، تهران‌ : کميسيون‌ فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي‌ .

٣٥‌. کارگروه‌ تخصصي فرهنگ و هنر‌ برنامه‌ پنجم (١٣٨٨). «مهم ترين‌ وظـايف‌ بخـش فرهنـگ در

نظام برنامه ريزي : توسعه فرهنگي و گـسترش فـرهنگ توسـعه »، هفتـه نامـه برنامـه‌ ، شـماره‌ ٣١٧:

.11-22

٣٦. مجيري ، ع. و ف. لمسه‌ چي‌ (١٣٩١). «بررسي‌ کارکردهاي‌ فرهنگي‌ نهاد مسجد در صدر‌ اسلام ،

دفتر مطالعات و پژوهش هاي مرکز رسيدگي به امور مساجد»:

http://www.masjed.ir/fa‌/article‌/3 .

٣٧. محمدي ، مجيد (بي تا). «مسجد‌ و جـامعه‌ »، مـسجد‌ ساحل‌ دل‌ هاي فيروزه اي‌ ، بي‌ جا.

٣٨. مهدي پور، فرشاد (١٣٩٣). «ريشه يابي فکري فرهنگي برنامه هاي توسعه در ايران پس‌ از‌ انقلاب‌ اسلامي »، تهران : کنفرانس الگوي اسلامي ايراني پيشرفت‌ .

٣٩‌. موظف‌ رستمي‌ ، محمدعلي‌ (١٣٨١‌). آيين مسجد، تهران : گـويه اول .

٤٠. نـظري ، علي اشرف ، علـي حسـن پـور (١٣٩١). «مسـجد و فراينـدهاي فرهنگـي قـدرت در نظـام جمهوري اسلامي ايران »، پژوهشنامه انقلاب اسلامي ، سال اول‌ ، شماره ٤: ١١١-٨٧.

٤١. نوبخت ، محمدباقر و ديگران (١٣٩٠). «ارزيابي روند توسعه ايـران در سـده اخيـر بـا تأکيـد بـر نظريه آشـوب و نـظريه بـازي »، فصلنامه راهبرد، شماره ٥٩، تابستان : ٣١٧-٢٧١.

٤٢‌. هـيلن‌ بـراند، رابـرت (١٣٧٦). پيدايش مساجد سرزمين هاي اسلامي در سده هاي نخستين ، ترجمـه بهاره کياني ، شماره ٣٣: ٤٧٩-٤٤٦.

ب) منابع لاتين

Girard, Aguotion (1983). Cultural Development: Experiences and Pokicies‌ 2nd‌, Purio

Uneoci.

McDaniel,Tim (1991). Autocracy, Modernization, and Revolution, in Russia and Iran.

Princetion, NJ: Princeton Universiry Press.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...